فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٠٣ - دو برادر و دو خواهر و جد پدرى با دو خواهر و جد و جده مادرى
يعنى به دو برادر و جدّ پدرى هركدام سى سهم و به خواهر پدرى پانزده سهم داده مىشود.
دو برادر و دو خواهر و جدّ پدرى با دو خواهر و جدّ و جدّه مادرى:
٤٧٦- فرض مادرىها ثُلث و مخرجش سه و سه اصل فريضه مىباشد، پس تركه سه قسمت مىشود و به مادرىها ثُلث- يك سهم- مىرسد؛ و دو سهم باقى به پدرىها مىرسد؛ و چون يك سهم مادرىها و دو سهم پدرىها منكسر بر آنان است، مخرج كسر- چهار، كه حاصل از إعمال تناسب بين عدد رؤووس دو گروه است[١]- در اصل فريضه- سه- ضرب مىشود و دوازده حاصل مىگردد، و از اين فريضه- دوازده- به مادرىها ثُلث- چهار سهم- مىرسد و به هركدام يك سهم داده مىشود؛ و هشت سهم باقى به پدرىها مىرسد و أثلاثاً بينشان تقسيم مىگردد، يعنى به دو برادر و جدّ پدرى هركدام دو سهم و به دو خواهر پدرى هركدام يك سهم داده مىشود.
٤٧٧- افراد مذكور با زوج، فرض زوج نصف و مخرجش دو است و فرض مادرىها ثُلث و مخرجش سه مىباشد؛ و چون دو مخرج- دو و سه- متباينند، يكى در ديگرى ضرب مىشود و شش حاصل مىگردد، و شش اصل فريضه است، كه به زوج نصف- سه سهم- و به مادرىها ثُلث- دو سهم- مىرسد؛ و يك سهم باقى به پدرىها مىرسد؛ و چون يك سهم پدرىها و دو سهم مادرىها منكسر بر آنان است و بين سهام مادرىها از اصل فريضه- دو- و عدد رؤوس آنان- چهار- توافق به معناى أعمّ است، پس عدد رؤوسشان به جزء وِفق- يعنى دو، كه تعداد دفعات فانى شدن چهار توسّط دو است- برمىگردد و بعد از ردّ، عدد رؤوسشان دو مىشود و بين اين دو- كه عدد رؤوس مادرىها بعد از ردّ است- و عدد رؤوس پدرىها- هشت- متداخُل مىشود، پس اكتفاء
[١] - زيرا عدد رؤوس مادرىها چهار و عدد رؤوس پدرىها هشت است، و بين سهام پدرىها از اصل فريضه- دو- و عدد رؤوس آنان- هشت- توافق به معناى أعمّ مىباشد، پس عدد رؤوسشان به جزء وِفق- يعنى چهار، كه تعداد دفعات فانى شدن هشت توسّط دو مىباشد- ردّ مىشود و بعد از ردّ، عدد رؤوسشان چهار مىگردد و بين اين چهار- كه عدد رؤوس پدرىها بعد از ردّ است- و عدد رؤوس مادرىها- چهار- تماثُل بوجود مىآيد، پس اكتفاء به يكى از آنها مىشود و چهار باقى مخرج كسر مىباشد.