فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٠٠ - يك برادر و دو خواهر و جد و جده پدرى با يك برادر و يك خواهر و جد و جده مادرى
گروه است- در اصل فريضه- دوازده- ضرب مىشود و يكصد و هشتاد حاصل مىشود، و از اين فريضه- يكصد و هشتاد- به زوجه رُبع- چهل و پنج سهم- مىرسد؛ و به مادرىها ثُلث- شصت سهم- مىرسد و به هركدام دوازده سهم داده مىشود؛ و هفتاد و پنج سهم باقى به پدرىها مىرسد و أثلاثاً بينشان تقسيم مىگردد، يعنى به برادر پدرى پنجاه سهم و به خواهر پدرى بيست و پنج سهم داده مىشود.
يك برادر و دو خواهر و جدّ و جدّه پدرى با يك برادر و يك خواهر و جدّ و جدّه مادرى:
٤٧٠- فرض مادرىها ثُلث و مخرجش سه و سه اصل فريضه است، كه به مادرىها ثُلث- يك سهم- و دو سهم باقى به پدرىها مىرسد؛ و چون يك سهم مادرىها و دو سهم پدرىها منكسر بر آنان است، مخرج كسر- بيست و هشت، كه حاصل از إعمال تناسب بين عدد رؤوس دو گروه است[١]- در اصل فريضه- سه- ضرب مىشود و هشتاد و چهار حاصل مىگردد، و از اين فريضه- هشتاد و چهار- به مادرىها ثُلث- بيست و هشت سهم- مىرسد و به هركدام هفت سهم داده مىشود؛ و پنجاه و شش سهم باقى به پدرىها مىرسد و أثلاثاً بينشان تقسيم مىگردد، يعنى به برادر و جدّ پدرى هركدام شانزده سهم و به دو خواهر و جدّه پدرى هركدام هشت سهم داده مىشود.
٤٧١- افراد مذكور با زوج، فرض زوج نصف و مخرجش دو است و فرض مادرىها ثُلث و مخرجش سه مىباشد؛ و چون دو مخرج- دو و سه- متباينند، يكى در ديگرى ضرب و شش حاصل مىگردد، و شش اصل فريضه است، و به زوج نصف- سه سهم- و به مادرىها ثُلث- دو سهم- و يك سهم باقى به پدرىها مىرسد؛ و چون يك سهم پدرىها و دو سهم مادرىها منكسر بر آنان است، و بين سهام مادرىها از اصل فريضه- دو- و عدد رؤوس آنان- چهار- توافق به معناى أعمّ است، پس عدد رؤوسشان به جزء وِفق- يعنى دو، كه تعداد دفعات فانى شدن چهار توسّط دو است- برمىگردد و بعد از
[١] - زيرا عدد رؤوس مادرىها چهار است و عدد رؤوس پدرىها هفت است؛ و چون دو مخرج- چهار و هفت- متباينند، يكى در ديگرى ضرب مىشود و بيست و هشت حاصل مىگردد.