تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٩ - سوره طه(٢٠) آيات ٤٠ تا ٤٩
گزيند كه ديدن او ديدن وى باشد و شنيدن او شنيدن وى و غير او را بر مكنون سر خود مؤتمن نداند حاصل كه حق سبحانه او را از ميان عباد برگزيد و مقرب بارگاه عزت خود گرداند و زمام رسالت و تبليغ در كف كفايت او نهاد و انجاح مسئول او فرموده هارون را ظهير و معاون او ساخت و باو امر فرمود كه اذْهَبْ أَنْتَ برو تو وَ أَخُوكَ و برادر تو هارون بِآياتِي بمعجزهاى من و آن نه معجزه بود چنان كه در سوره اعراف گذشت و يا بحجج ظاهره و دلايل باهره من وَ لا تَنِيا و سستى مكنيد و تقصير منمائيد فِي ذِكْرِي در رسانيدن پيغام من و دعوت كردن ايشان را بمن و يا سست مشويد در ياد كردن من يعنى هر جا كه رويد و باشيد مرا فراموش مكنيد و در طاعت و عبادت من ثابت قدم باشيد و تسميه تبليغ رسالت به ذكر بر تفسير اول بجهت آنست كه ذكر شامل جميع انواع عبادات و طاعاتست و تبليغ رسالت اجل و اعظمست پس اطلاق اسم ذكر بر آن احرى باشد و قول اول از ابن عباس مرويست و محمد بن كعب گفته كه معنى آنست كه بايد خوف فرعون شما را بر اين ندارد كه در امر من تقصير و تهاون كنيد مرويست كه موسى (ع) با سر اهل خود نرفت و ايشان را آنجا گذاشت متوجه مصر شد حق سبحانه بوى وحى كرد كه برادر تو را منصب پيغمبرى كرامت كردهام و تو را نيز در نبوت شريك و معاون وى گردانيدهام و وى متوجه اين صوبست باستقبال وى بيرون رو و گويند هارون بطريق الهام دريافت كه موسى مىآيد يك منزل باستقبال وى بيرون آمده يكديگر را معانقه كردند و كيفيت حالات از يكديگر استخبار كردند و بايشان ندا رسيد كه اذْهَبا برويد هر دو باتفاق إِلى فِرْعَوْنَ بسوى فرعون تكرير امر به ذهاب بجهت آنست كه در اول مخصوص بموسى بود و در اينجا بهر دو تا شريك يكديگر باشند در تبليغ پس بيان باعث بتبليغ ميفرمايد إِنَّهُ طَغى بدرستى كه فرعون در كفر و عصيان از حد در گذشته است و تمرد و طغيان او بنهايت مزيت رسيده و چون شما نزديك وى رسيد فَقُولا لَهُ پس سخن گوئيد باو قَوْلًا لَيِّناً سخن گفتنى نرم يعنى مدارا و رفق نمائيد باو و بطريق لطف و حسن خلق دعوت كنيد و در صورت عرض و مشورت در اين باب باو مكالمه نمائيد مثل آنكه هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى هيچ رغبت دارى كه پاكيزه شوى و از شريك و از شرك و كفر بيرون آيى و من تو را راه نمايم بپروردگار خودت تا از او بترسى و آنچه موجب رضا و خوشنودى او باشد بآن قيام نمايى و يا مبادا كه درشتى كنيد و او بجهت اين در غضب شده در صدد ايذا و اهانت شما بر آيد و ديگر آنكه حقوق تربيت كه بر تو دارد رعايت كرده باشى سدى و عكرمه گفتهاند كه مراد آنست كه