تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤ - سوره يوسف(١٢) آيات ١ تا ٩
بمعنى ما احسن ما نقص است پس قصه بمعنى مفعول باشد يعنى ما بر تو ميخوانيم بهتر كلامى كه بعضى از آن در پى بعضى باشد يا خير ميدهيم تو را ببهترين خبرى بجهة اشتمال آن بر عجايب و حكم و آيات و و اشارات و عبر بِما أَوْحَيْنا بوحى كردن ما إِلَيْكَ بسوى تو هذَا الْقُرْآنَ اين سوره مقروه را وَ إِنْ كُنْتَ و بدرستى كه بودى تو مِنْ قَبْلِهِ پيش از نزول اين لَمِنَ الْغافِلِينَ از ناآگاهان يعنى از دانستن اين قصه غافل بودى و اين حكايت بگوش تو نرسيده بود اين غفلت غير مذمومه است و ان مخففه است از مثقله بجهت لام مؤكده و تعليلست بآنكه قرآن محض وحى است و نزد بعضى وجه احسنيت آن اينست كه متضمن ذكر انبياء است و صلحا و ملائكه و شياطين و جن و انس و انعام و طيور و سيره ملوك و آداب مماليك و طريقه تجار و ذكر عقلا و سفها و اختلاف احوال آدمى و مكر زنان و حياى ايشان و ذكر توحيد و فقه و علم تعبير خواب و آداب سياست و حسن مباشرت و تدبير معاش و چون جامع اين صفات حسنه و خصال پسنديده بود كه مثمر سعادت دارين است از اين جهت آن را احسن القصص گفت ابو سعيد خدرى روايت كرده كه صحابه نزد سلمان فارسى رضى اللَّه عنه رفتند و گفتند براى ما از تورية حديثى گوى چه در آن جا قصص نيكو و حكايت غريب بسيار است حقتعالى اين سوره را نازل ساخت و فرمود كه اين احسن القصص است يعنى بهترين قصههاى تورية است و گويند كه بعضى به حضرت گفتند يا رسول اللَّه (ص) لو قصصت علينا اين سوره نازل شد و محمد بن اسحاق گفته كه ذكر قصه يوسف و بغى برادران او بجهت تسليه حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله بود و از بغى قوم و ايذاء و آزار ايشان وى را در مجمع آورده كه نزد بعضى مراد باحسن القصص جميع قرآنست كه در نهايت بلاغت و فصاحتست باحسن معانى و عذوبة الفاظ و تلاؤم و تشاكل بين المقاطع و الفواضل و مع ذلك متضمن اخبار ماضيه و اخبار آتيه و جميع ما يحتاج عباد تا روز قيامت و نزد اكثر آنست كه مراد سورة يوسف است كه متضمن فوايد و نكث و غرايب و بدايع است كه در غير آن نيست و در عين المعانى آورده كه اين قصه از قصههاى احسن است بسبب آنكه مشابهتى تمام دارد با احوال انسان اگر تاويل كنند يوسف را بدل و يعقوب را بروح و راحيل را بنفس و قوى و حواس را ببرادران يوسف (ع) و بعضى تمام اين قصه را باحوال انسان تطبيق دادهاند و در روضه مذكور است كه شيخ ركن الدين مسعود بن محمد المشهور بامام زاده در ترجمه سورة يوسف (ع) كه مشتمل بر روايات شريفه و محتوى بر حكايات لطيفه است آورده كه در سبب نزول اين سوره در وجه تسميه آن باحسن القصص علماء تفسير را اقوالست و بعد از بيان وجوه و اقوال مذكوره اين وجه آورده كه سوره مذكوره جهت تسلى حضرت رسالت (ص) نازل شده بعد از استماع واقعههايى كه بر امام حسن و امام حسين (ع) جارى شده و صورت اين چنانست كه روزى سيد كاينات (ص) نشسته بود و حسن و حسين عليهما السلام را بر كنار خود نشانده گاه لب حسن