تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٢ - سوره يوسف(١٢) آيات ٥٠ تا ٥٩
يعنى انفاذ نكند و بصواب نيارد كَيْدَ الْخائِنِينَ مكر خيانت كنندگان را اين تعريض است بزليخا در خيانت او با شوهر و تنبيه بر پاكدامنى و انابة خود الجزء الثالث عشر من الاجزاء الثلاثين يوسف بعد از اشعار بر آنكه بوسيله حماية ربانى و توفيق سبحانى و عصمة يزدانى از خيانة مبرا شده نه آنكه نفس او مستبد و مستقل بوده در اين امر اين كلمات را از پى قول مذكور در آورده وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي و تنزيه نميكنم نفس خود را يعنى نميگويم كه نفس من بطبعه از ميل بآرزوها مبرا و معراست إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بدرستى كه نفس غدار فرماينده است بِالسُّوءِ ببدى و بالطبع مايلست بشهوات پس قصد معاصى ميكند و قوى و جوارح را بآن ميفرمايد در جميع اوقات إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي مگر وقت رحمت پروردگار من كه اعطاى توفيق و لطف و عصمت او است و يا مگر نفوسى را كه رحمت كند خدا آن را بعصمة خود و گويند اين استثنا منقطع است و ما بمعنى من كقوله ما طابَ لَكُمْ يعنى و ليكن آن را كه ببخشد برو پروردگار من از اسائت منصرف شود و نزد بعضى اين آيه حكايتست از قول زليخا و مراد بمستثنى يوسف است و اتباع او إِنَّ رَبِّي بدرستى كه آفريدگار من غَفُورٌ آمرزنده است بندگان را چون توبه كنند از معاصى رَحِيمٌ مهربان كه بعصمة و توفيق و لطف هداية ايشان كند آوردهاند كه چون با ملك ريان اين سخنان را كه از يوسف شنيدند باز گفتند اشتياق او بديدار يوسف زياده گشت وَ قالَ الْمَلِكُ و گفت ملك مصر ائْتُونِي بِهِ بياوريد يوسف را نزد من أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي تا خاص گردانيم او را براى خود و مهمات خود را بوى باز گذارم و در تيسير آورده كه ملك هفتاد حاجب را با هفتاد مركب آراسته با تاج و لباس ملوكانه بزندان فرستاد و بتعظيمى هر چه تمامتر يوسف را از زندان ببارگاه آوردهاند كه در وقت بيرون آمدن از زندان زندانيان بر مفارقت او به هاىهاى بگريستند و گفتند اى دلنواز و غمگسار ما بى تو چگونه در اينزندان زندگى كنيم و با كه انس گيريم يوسف ايشان را دلنوازى فرمود و در حق ايشان دعا كرد كه
اللهم اعطف عليهم قلوب الاخيار و لا نعم عليهم الاخيار
يعنى بار خدايا دلهاى نيكان بر ايشان مشفق گردان و خيرها بر ايشان پوشيده مگردان و چون از زندان بيرون آمد بر در زندان نوشت (هذا قبر الاحياء و بيت الاحزان و تجربة الاصدقاء و شماتة الاعداء) اين قبر زندگانست و خانه اندوهگينان و تجربه دوستان