تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٢ - سوره مريم(١٩) آيات ٧٠ تا ٧٩
و بعد از آن بجهة بيان آنكه تمتيع ايشان محض استدراج است نه اكرام و عيار كار بر فضل و نقص و رفعت و ضعة است در آخرت است كه دار بقا است نه دنيا كه سراى فنا است فرمود كه قُلْ بگو اى محمد (ص) مر ايشان را كه بمال و منال مفتخرند و مستظهر كه غره مشويد و آن را سبب اكرام خود مدانيد زيرا كه مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ هر كه باشد در گمراهى و دورى از راه صواب و طريق حق فَلْيَمْدُدْ پس بايد كه باز گشت خبر است در صورت امر يعنى ممتد ميسازد لَهُ الرَّحْمنُ مر او را خداى و باز ميكشد عمر او را مَدًّا باز كشيدنى و مهلت ميدهد او را بطول عمر و تمتع بآن اخراج خبر بر لفظ امر ايذان است بآنكه امهال او سبحانه از قبيل شيء است كه حقيق و حريست كه آن را بفعل آرد بجهة استدراج و قطع معاذى را و كقوله إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً و قوله أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ حاصل كه حق سبحانه مهلت دهد او را و عمر او را دراز گرداند و نعمت پى در پى باو رساند حَتَّى إِذا رَأَوْا تا وقتى كه ببينند ما يُوعَدُونَ آنچه بيم كرده ميشوند بدان ايراد ضمير جمع باعتبار معنى موصولست و قوله إِمَّا الْعَذابَ تفصيل عذاب موعود است يعنى آنچه وعيد ايشانست يا عذابست در دنيا بقتل و اسر و غلبه اهل اسلام بر ايشان وَ إِمَّا السَّاعَةَ و يا روز قيامت بمشاهده انواع خزى و عقاب نكال و گويند كه حتى و ما بعد آن از براى غاية قول كفار است مر مؤمنان را كه ان اى الفريقين خير مقاما و احسن نديا است يعنى اهل كفر اينقول را با اهل اسلام گويند تا وقتى كه مشاهده عقوبت دنيا يا نكال آخرت كنند فَسَيَعْلَمُونَ پس زود باشد كه بدانند يعنى معاينه بهبينند اين را كه مَنْ هُوَ شَرٌّ كيست آن كه او بدتر است از ايندو گروه مَكاناً از روى مكان يعنى عكس آنچه تصور كرده باشند ببينند چه جاى مؤمنان در درجات جنان باشد و مأواى ايشان دركات نيران وَ أَضْعَفُ و كيست ضعيفتر جُنْداً از روى سپاه يعنى دوستان و مددكاران چه اهل ايمان را خداى و ملائكه و انبيا يار و مددكار باشند و مشركان را مطلقا يار و هوادار نباشد كقوله تعالى وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ اين جمله فعليه جواب شرط مذكور است اعنى قوله إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ و جمله محكميست بعد از حتى و قوله شر مكانا و اضعف جندا در مقابل خير مقاما و احسن نديا است و مقابله شر مكانا به خير مقاما ظاهر است و اما تقابل اضعف جندا به احسن نديا جهة آنست كه حسن نادى باجتماع وجوه قوم است و اعيان ايشان و ظهور شركت و استظهار ايشان پس بر عكس اضعف جندا باشد حاصل كه كفار آنچه اعتقاد كرده باشند كه در آخرت ايشان را باشد