تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨ - سوره يوسف(١٢) آيات ٣٠ تا ٣٩
وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ و بدرستى كه من مراوده كردم او را عَنْ نَفْسِهِ از نفس او و درخواستم كه آرزوى من بدهد فَاسْتَعْصَمَ پس خويش را نگاه داشت و سر بمن فرو نياورد وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ و اگر چنانچه نكند ما آمُرُهُ آنچه فرمايم او را بآن از انجام مراد من لَيُسْجَنَنَ هر آينه زندان كرده شود وَ لَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ و باشد از خوار شدگان يعنى داخل در زندانيان يوسف كه اينسخن بشنيد روى را از آن مجلس برتافت و زنان در عقب وى بيرون رفتند در لباس آنكه تا وى را ملامت كنيم و هر يك جدا جدا او را بخود دعوت كردند يوسف از ملاقات ايشان بتنگ آمده قالَ رَبِ گفت اى پروردگار من السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَ زندان دوستتر است بمن مِمَّا يَدْعُونَنِي از آنچه ميخوانند اينزنان مرا إِلَيْهِ بسوى آن از مطاوعت و ميل بديشان
|
عجب درماندهام در كار اينان |
مرا زندان به از ديدار اينان |
|