تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٧ - سوره مريم(١٩) آيات ١ تا ٩
حقتعالى وى را ده حسنه بدهد بعدد هر كه تكذيب ذكريا و تصديق وى كرده و بعدد هر كه تكذيب و تصديق يحيى و مريم و عيسى و ابراهيم و اسماعيل و يعقوب و موسى و هارون و ادريس على نبينا و عليهم السلام نموده و بعدد هر كه دعوى ولد كرده براى خداى تعالى و هر كه نكرده و از حضرت صادق (ع) منقولست كه هر كه بر قرائت اين سوره مداومت نمايد نميرد تا آنكه آنچه مراد او باشد از دنيا در نفس و مال و ولد نيابد و در آخرت از اصحاب عيسى بن مريم باشد و مقابل ملك سليمان بن داود درجه باو دهند و ببايد دانست كه چون حق سبحانه ختم سورة الكهف نمود بذكر توحيد و امر مردمان بآن افتتاح اين سوره كرد بذكر انبيا كه بر طريقه توحيد بودند و داعى بندگان به آن و فرمود كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ كهيعص اختلاف علما در حروف معجمه كه در اوايل سورند بر وجه عموم در سورة البقرة سمت تحرير يافته و اينجا بر سبيل خصوص بقولى چند اختصار ميرود عبد اللَّه ابن عباس فرمود كه كهيعص ناميست از نامهاى الهى و مؤيد اينست اينكه امير المؤمنين (ع) در بعضى ادعيه فرمودهاند كه يا كهيعص يا
حمعسق اغفر لى
و كلينى گفت كه اين ثنائيست كه حق تعالى خود را فرموده و كسى را بر حقيقت معنى آن اطلاع نيست و عطاء بن ثابت از سعيد بن جبير نقلكرده كه ابن عباس فرمود كه اينحروف اشاره بصفات او سبحانهاند كه بجهت تيمن ذكر فرموده پس كاف مفتاح اسم كافى و كريم و كبير است و ها اشاره باسم هادى و يا ايماء بحكيم و حليم و رحيم و مجيد و حميد و عين اشعار بر عليم و عزيز و عظيم و عادل و صاد منبئ از صادق و بروايت ديگر از كلينى مرويست كه معناه (كاف بخلقه و هاد لعباده و يده فوق ايديهم و عالم ببريته و صادق على وعده) و در لباب آورده كه يا ايما است به (يا من يجير و لا يجار عليه) و بقول ديگر اشاره به يا من يجيب من دعاه و نزد بعضى اين اسم بهترين اسماى الهيست و بعضى ديگر گفتهاند كه مراد قسم است بصفات مذكوره بر حقيت آنچه ذكر فرموده در اين سوره و گويند كه اين اسم سوره است و ما بعد آن خبر او يعنى اين سوره ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ ياد كردن بخشش پروردگار تست و بنا بر اقوال ديگر خبر مبتداء محذوفست كه آن هذا المتلو است يعنى اينكه خوانده ميشود بر تو ذكر بخشش آفريدگار و پروردگار تو است عَبْدَهُ زَكَرِيَّا بنده خود را زكريا ابن آذر اول منصوبست بر آنكه مفعول رحمة است و ثانى بر بدليت يا عطف بيان و گويند عبده مفعول