تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٥ - سوره الكهف(١٨) آيات ٨٠ تا ٨٩
ميكشد پس ملخص معنى آنست كه ذو القرنين آنجا آفتاب را بر طريقى ديد كه گوييا در آن چشمه فرو ميرود هم چنان كه كسى كه در دريا است ميپندارد كه آفتاب در آن غروب ميكند و از آن طلوع مينمايد القصه چون ذو القرنين بآنجا رسيد تجسس مردمان آن بلاد كرد وَ وَجَدَ عِنْدَها و يافت نزديك آن چشمه بر ساحل درياى محيط غربى قَوْماً گروهى را كه ناسك گويند و ايشان قومى بودند بت پرست سبز چشم سرخ مو و تن آور و با هيبت لباس ايشان پوست حيوانات و طعام ايشان گوشت وحوش و جانوران آبى قُلْنا گفتيم ما يا ذَا الْقَرْنَيْنِ اى ذو القرنين اين ندا اگر وى نبى بوده بوحى است و اگر نه بالهام كما قال و اوحينا الى ام موسى اى الهمها يا بلسان پيغمبر زمان او و مىتواند بود كه در خواب باو نموده باشند بر هر تقدير ميفرمايد كه ما او را ندا كرديم إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ يا آنست عذاب ميكنى اينقوم را يعنى ميكشى اگر ايمان نيارند وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ و يا آنكه فرا ميگيرى فِيهِمْ در باب ايشان حُسْناً نيكويى از ارشاد و تعليم شرايع و انواع مواساة دنيويه اگر بگروند قالَ گفت اسكندر ذو القرنين أَمَّا مَنْ ظَلَمَ اما كسى كه ستم كند بر خود يعنى بر كفر خود مصر باشد فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ پس زود باشد كه عذاب كنيم يعنى من و هر كه با منست بكشيم او را و اينعذاب دنيا است ثُمَّ يُرَدُّ پس بازگشته شود إِلى رَبِّهِ بسوى جزاى پروردگار خود در قيامت فَيُعَذِّبُهُ پس عذاب كند خدا او را عَذاباً نُكْراً عذابى سخت و منكر كه مثل او معهود نباشد وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ و اما هر كه بگرود وَ عَمِلَ صالِحاً و عملى كند شايسته يعنى بر مقتضاى ايمان فَلَهُ پس مر او راست در هر دو سراى جَزاءً الْحُسْنى پاداش خصلتى نيكو و فعل پسنديده و حفص جزاء منون ميخواند كه نصب آن بر تميز باشد و حسنى مبتداء و خبر بر او مقدم يعنى مر او را است از روى پاداش مثوبت نيكو وَ سَنَقُولُ لَهُ و زود باشد كه بگوئيم مر او را مِنْ أَمْرِنا از فرمان خود يعنى او را بفرمائيم يُسْراً كارى آسان يا بگوئيم او را گفتار سهل و آسان از فرمان خود يعنى تكليفى كه باو كنيم فراخور طاقت او باشد و بر كفر مقدم او را مؤاخذه نكنيم آوردهاند كه لشگر ظلمت را بر قوم ناسك گماشت ايشان ملجا و مضطرب گشته و زنهار خواسته بوى ايمان آوردند ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً پس ديگر باره از پى در آمد سببى و طريقى را كه بمشرق توان رفت و قوم ناسك را با خود برده لشگر نور را از پيش روان كرد و عسكر ظلمت را از عقب بداشت و بجانب جنوب متوجه شده