تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦١ - سوره الكهف(١٨) آيات ٨٠ تا ٨٩
گرويدگان فَخَشِينا پس ترسيديم يعنى بجهت الهام خداى كراهت داريم يا دانستهايم و از ابن عباس مرويست كه خوف خضر بجهت اعلام حق تعالى بود باو أَنْ يُرْهِقَهُما آنكه در رساند بديشان طُغْياناً سركشى و ناپاكى وَ كُفْراً و كفران نعمت يعنى با فسق و كفر او در سازند بجهت مهربانى كه والدين را بر ولد هست و آن در ساختن موجب كفر و طغيان ايشان گردد فَأَرَدْنا پس خواستيم ما أَنْ يُبْدِلَهُما آنكه بدلى دهد ايشان را رَبُّهُما پروردگار ايشان خَيْراً مِنْهُ فرزندى بهتر از او زَكاةً از روى طهارت و پاكيزگى يعنى از لوث گناه و شوب اخلاق رديه مزكى مانند وَ أَقْرَبَ رُحْماً و نزديكتر از روى بخشايش و مهربانى بر پدر و مادر از ابن عباس مرويست كه حقتعالى بعوض آن پسر ايشان را دخترى داد و پيغمبرى او را بعقد خود در آورده هفتاد پيغمبر از نسل او پديد آمد و اين قول از ابى عبد اللَّه (ع) نيز مروى است و قتاده گفته كه چون پسر در وجود آمد پدر و مادرش خرم شدند و چون او را بكشتند دلتنگ شدند و اگر بماندى ايشان را هلاك كردى پس بنده بايد كه بقضاى خدا راضى شود كه آنچه قضا كند بهتر باشد و اگر چه بنده از آن كاره باشد و بدانكه حكمت در امر حقتعالى بقتل غلام با آنكه قادر بود بر ازاله حياة وى بموت يا بجهت آن بود كه مصلحت الهى در آن بود كه پدر و مادر بر ايمان ثابت و راسخ نشوند مگر بقتل پسر خود و يا آنكه قتل موجب اعواض كثيره مقبوله شود وَ أَمَّا الْجِدارُ و اما آن ديوار كه راست كردم فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ پس هست براى دو كودك يتيم نام يكى اصرم و ديگرى صريم و ايشان هستند فِي الْمَدِينَةِ در شهر مذكور وَ كانَ تَحْتَهُ و هست در زير ديوار كَنْزٌ لَهُما گنجى براى ايشان و اگر ديوار بيفتادى آن گنج ظاهر شدى و مردمان برداشتندى وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً و بود پدر ايشان مردى شايسته نام او كاشح و گفتهاند ميان ايشان و پدر صالح ايشان هفت پدر ديگر بود و حقتعالى بجهت صلاح آن پدر محافظة آن گنج فرمود فَأَرادَ رَبُّكَ پس خواست آفريدگار تو أَنْ يَبْلُغا آنكه برسند يتيمان أَشُدَّهُما بحد قوت و كمال و رشد خود وَ يَسْتَخْرِجا و بيرون آورند كَنزَهُما گنج خود را از زير ديوار رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ بجهت بخشش از پروردگار تو يا در حالتى كه مرحوماند از نزد او و گويند اين متعلق است