تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٥ - سوره الكهف(١٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
عناق و امثال آن از عقود هميشه متزلزل باشد و متقرر نشود و بر هر تقدير نهى مذكور نسبت بحضرت رسالت (ص) نيز نهى است نه فرضى و بعد از نهى حضرت از ترك ندب ميفرمايد كه وَ اذْكُرْ رَبَّكَ و ياد كن مشيت پروردگار خود را يعنى بگو بعد از تذكر انشاء اللَّه إِذا نَسِيتَ چون فراموش كنى آن را و بخواطر تو نرسد كه آن را بعد از كلام بگويى در مجمع گفته كه يك قول آنست كه اين متصل بما قبل است و بنا بر اين تفسير آن بچند وجه كردهاند يكى آنكه چون استثناء را فراموش كنى و بعد از آن متذكر شوى بگوى انشاء اللَّه و اگر چه بعد از روزى يا ماهى يا سالى باشد و اين قول ابن عباس است و مروى از ائمه عليهم السلام و ممكن است كه در توجيه اين بگوئيم كه چون ناسى بعد از نسيان ذكر استثنا كند ثواب مستثنى او را حاصل شود اگر چه استثنا مؤثر نباشد در كلام سابق كه اين از او منفصل شده پس اگر اين مستثنى باشد از عقودى كه منفصل از او بوده باشد عرفا عقود مذكوره منعقد باشد و اگر ايمان باشد موجب حنث و كفاره باشد دوم آنكه معنى آنست كه ذكر انشاء اللَّه كن بعد از تذكر ما دام كه از مجلس بر نخواسته و اين قول حسن و مجاهد است سيم ذكر استثنا كن بعد از تذكر ما دام كه كلام تو منقطع نشده باشد عرفا و اين وجه اوجه است و در انوار گفته كه نزد بعضى معنى آنست كه چون متذكر استثناء شوى بعد از نسيان بتسبيح و استغفار مشغول شو و قول ديگر آنست كه كلام مستانف است غير متعلق بما قبل و اين قول را نيز بچند وجه تنزيل كردهاند يكى آنكه چون نماز را فراموش كنى و متذكر آن شوى بآن قيام نما و اين قول ضحاكست و سدى دوم چون ترك كنى بعضى از آنچه بر تو لازمست ذكر عقاب پروردگار خود كن تا معين تو باشد بر تدارك ما فات و بيان تفاصيل ذكر كلمه مشيت بعد از عقود شرعيه و تراخى و عدم آن و صحت و بطلان عقود بآن در كتب مبسوطه فقهيه مذكور است و چون بدلايل عقليه ثابت شده كه سهو و نسيان بر انبياء روا نيست پس ظاهر خطاب بآن حضرتست و مراد امت وىاند و گويند معنى آنست كه ياد كن پروردگار خود را وقتى كه غير او را فراموش كرده باشى (و نعم ما قيل) بيت
|
يعنى كه بگو ذكر مرا از دل و جان |
آن گه كه فراموش كنى هر دو جهان |
|