تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥١ - سوره الإسراء(١٧) آيات ١ تا ٩
كارزار سخت دمياطى گفته معنى آنست كه مهيب باشند و آوازهاى ايشان چون رعد و چشمهاى ايشان چون برق فَجاسُوا پس در آيند خِلالَ الدِّيارِ ميان سراى شما براى قتل و غارت كبار شما را بكشند و صغار شما را سبى كنند و تورية را بسوزانند مسجد را خراب كنند و جاسوا مشتق از جوس است بمعنى تخلل دو دار و مراد بتسليط و بعث در اينمقام تخليه و عدم منع است يعنى ما ايشان را از روى جبر و قسر منع نكنيم چه اين منافى تكليف است بلكه تخليه ايشان كنيم و باختيار خودشان باز گذاريم و بجهت اين بر شما مسلط گردند وَ كانَ و هست اين وعده وَعْداً مَفْعُولًا وعده كرده شده يعنى علم ما تعلق گرفته بآنكه البته اين واقع گردد ثُمَّ رَدَدْنا پس باز گردانيم لَكُمُ الْكَرَّةَ براى شما مداوله و غلبه را تا غالب شويد عَلَيْهِمْ بر ايشان كه شما را قتل و غارت كرده باشند تا مقهور و مغلوب سازيد ايشان را بعد از غلبية ايشان بر شما و اين چنين بود كه بهمن بن اسفنديار در حينى كه پادشاهى را از جد خود كشتاست بن لهراسف بميراث گرفته حقتعالى در دل او افكند كه شفقة ورزيده بر بنى اسرائيل و اسراى ايشان را بشام رد كرد و دانيال بر ايشان پادشاه شده بر اتباع بخت نصر مسلط شدند و يا حقتعالى داود را بر جالوت مسلط ساخت و او را بقتل رسانيد و دولت بر بنى اسرائيل افتاد وَ أَمْدَدْناكُمْ و مدد دهيم شما را بِأَمْوالٍ بمالها از هر نوع وَ بَنِينَ و بزيادتى پسران وَ جَعَلْناكُمْ و سازيم شما را أَكْثَرَ بيشتر از پيشتر نَفِيراً از روى عدد نفران و اين جمع نفر است يعنى عبيد يعنى عدد نفر و جماعت شما را زياده از آن گردانيم كه پيش از قتل بودند تا مجتمع شده توانيد كه با خصمان مقاومت كردن و يا نفير اسم مفرد است بمعنى كسى كه نفور كند با قوم و قبيله خود بهر جا كه خواهد إِنْ أَحْسَنْتُمْ اگر نيكويى كنيد أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ نيكويى كرده باشيد مر نفسهاى خود را چه ثواب نيكى آن بشما رسد وَ إِنْ أَسَأْتُمْ و اگر بدى كنيد فَلَها پس وبال آن مر نفسهاى شما راست و بس و ذكر لام در مقام على جهة ازدواج است در مدارك از امير المؤمنين (ع) نقلكرده من هرگز با كسى نيكويى نكردهام و بدى نيز بكسى نرسانيدهام پس اين آيه بر خواند يعنى هر چه كسى كند با خود كند فَإِذا جاءَ پس چون بيايد وَعْدُ الْآخِرَةِ وعده عقاب نوبت ديگر يعنى افساد دويم و بين الافسادين دويست و ده سال بود حقتعالى ميفرمايد كه چون وعده عقوبة ثانيه در رسد برانگيزيم بر وجه تخليه گروهى را بشما