تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤٨ - سوره الإسراء(١٧) آيات ١ تا ٩
كه سر را برداشته بود بمن مينگريد پس حقتعالى بمن تكلم فرمود گفتم يا رسول اللَّه (ص) حقتعالى با تو چه گفت فرمود بمن خطاب كرد
يا محمد (ص) انى جعلت عليا وصيك و وزيرك و خليفتك من بعدك فاعمله بها فانه يسمع كلامك فاعلمته و انا بين يدى ربى عز و جل فقال لى قد قبلت و اطعت
يعنى حق تعالى بمن گفت كه اى محمد (ص) من على را وصى تو گردانيدم و وزير و خليفه تو ساختم از پس تو پس باو اعلام كن كه سخن تو را ميشنود من نزد پروردگار خود اين معنى را با على گفتم و على در خانه خود بود بمن مينگريست و سخن مرا ميشنيد پس بمن گفت يا رسول اللَّه من قبول امر الهى كردم و اطاعت و فرمان بردارى او نمودم پس حقتعالى بملائكه امر كرد كه همه بر على سلام كردند و على جواب سلام ايشان باز گفت و من همه فرشتگان را ديدم كه يكديگر را بشارت ميدادند بوصايت و خلافت على و بر هيچ گروهى از فرشتگان نگذشتم مگر مرا تهنيت كردند و گفتند
يا محمد و الذى بعثك بالحق لقد دخل السرور على جميع الملائكة باستخلاف اللَّه عز و جل لك ابن عمك
يعنى اى محمد (ص) بحق آن خدايى كه تو را بحق بخلق فرستاد كه همه فرشتگان را سرور و خوشحالى تمام دست داد بآنكه حقتعالى ابن عم تو را خليفه تو گردانيد و حاملان عرش را ديدم همه سرهاى خود را بزير انداخته و در زمين مينگريستند من جبرئيل را گفتم سبب چيست كه همه بزمين مينگرند جواب داد كه
استأذنوا فى النظر اليه فاذن لهم
از خداى خود اذن طلبيدند كه نظر در روى على كنند و اكنون متوجه علىاند و روى او را ميبينند و چون از آسمان بزمين آمدم
جعلت اخبره بذلك و هو يخبرنى فعلمت انى لم أطأ الا موطا و قد كشف لعلى (ع)
يعنى چون از معراج بازگشتم شروع كردم كه آنچه ديده بودم و شنيده با على بگويم على بر من سبقت كرده همه آنچه ديده و شنيده بودم مرا خبر داد من دانستم كه در هيچ جا قدم نزدم و بهيچ جا نرفتم مگر كه حق تعالى آن را بعلى نموده بود و او را از آن واقف ساخته بعد از آن ابن عباس گفت كه من گفتم يا رسول اللَّه (ص) مرا وصيتى فرما كه بآن عمل كنم فرمود
عليك بحب على بن ابى طالب
بر تو باد اى پسر عباس كه على را دوست دارى گفتم يا رسول اللَّه (ص) اوصينى مرا وصيتى كن فرمود
عليك بمودة على بن ابى طالب
بر تو باد بدوستى على بن ابى طالب
و الذى بعثنى بالحق نبيا ان اللَّه لا يقبل من عبد حسنة حتى يسئله عن حب على بن ابى طالب و هو تعالى اعلم فان جاءه بولايته قبل عمله على ما كان فيه و ان لم ياته بولايته لم يسأله عن شيء و امر به الى النار
يعنى بحق آنكه مرا بحق بخلق فرستاد كه حقتعالى هيچ حسنه را از بنده خود قبول نكند تا آنكه اول از وى از دوستى على بن ابى طالب سؤال كند و حال آنكه او عالمتر باشد بآن پس اگر اتيان نمايد بولايت و محبت على بن ابى طالب (ع) و گويد كه من محب و دوستدار علىام حقتعالى هر عمل خوبى كه از او صادر