تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٤ - سوره النحل(١٦) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
اين تعرض است بحصول اضداد اين مر غير اهل ايمان را در خبر است كه غلام رومى بود مر عامر حضرمى را كه جبر گفتندى و گويند دو غلام بودند جبر و يسار كه شمشيرها را صيقل زدندى و اهل كتاب بودند و پيوسته تورية و انجيل خواندندى چون سيد عالم (ص) بر ايشان گذشتى استماع قرائت ايشان فرمودى و گفتهاند غلامى بود مر حويطب بن عبد العزى را عابس نام از اهل كتاب يا يعيش يا بلعام يا نحيس يا عداس يا سلمان فارسى رحمه اللَّه و اصح آنست كه او را ابو فكيهه گفتندى شبها نزد حضرت رسالة (ص) آمدى و قرآن تعليم گرفتى قريش گفتند كه محمد (ص) از اين غلام كلام مىآموزد و با ما ميگويد آية آمد كه وَ لَقَدْ نَعْلَمُ و هر آينه ما ميدانيم أَنَّهُمْ يَقُولُونَ آن را كه ايشان ميگويند إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ جز اين نيست كه او را مىآموزاند آدمى يعنى جبريا ابو فكيهه بعد از آن او سبحانه در رد قول ايشان ميفرمايد كه لِسانُ الَّذِي زبان يعنى لغة كسى كه يُلْحِدُونَ ميگردانند گفتار خود را از استقامت إِلَيْهِ بسوى او يعنى نسبت قرآن بوى ميدهند أَعْجَمِيٌ غير مبين است يعنى فصاحت ندارد وَ هذا و اين قرآن لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ زبانى يعنى لغة عربى روشن است كه شما با وجود كمال فصاحت و نهاية مهارت بر انشاء عربيه از اتيان بمثل او عاجزيد پس آن دعوايى كه ميكنيد كه ميآموزاند عجمى شكسته زبان مر آن حضرترا كلامى بدين بلاغت و فصاحت ظاهر البطلان است ملخص سخن كه آنچه از جبر ميشنوند كلام اعجمى غير فصيح است كه نه پيغمبر (ص) آن را ميفهمد و نه شما و قرآن عربى است بنهايت فصاحت و بلاغت رسيده كه بادنى تامل آن را ميفهمند پس چگونه پيغمبر (ص) آن را از اين كس فرا گرفته باشد و بچه وجه بامثال اين كلمات ركيكه طعن توان كرد در قرآن كه در غاية اعجاز است و بعد از رد شبهه و طعن ايشان در قرآن تهديد ايشان ميكند به قوله إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بدرستى كه آنان كه نميگروند بِآياتِ اللَّهِ بآيتهاى كتاب خدا و تصديق بآن نميكنند بجهة فرط عناد و جحود لا يَهْدِيهِمُ اللَّهُ راه ننمايد خدا ايشان را بنجات كه وصولست بجنات يعنى بقسر و جبر ايشان را بر ايمان ندارد وَ لَهُمْ و مر ايشانراست عَذابٌ أَلِيمٌ عذابى دردناك در آخرت بجهة كفر ايشان بقرآن و نسبت افترا بر آن حضرت و حال آنكه مفترى ايشانند إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ جز اين نيست كه بر مىبافند دروغ را الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ آنان كه نميگروند بِآياتِ اللَّهِ بآيتهاى خداى يعنى بجهة فرط عناد و توغل در انكار ميگويند كه محمد (ص) بربافته است چه از عقاب الهى انديشه نميكنند تا رادع ايشان باشد از افترى