تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٩ - سوره النحل(١٦) آيات ٩٠ تا ٩٩
سوگند خورديد بر امرى در حين قلت و ضعف خود و بعد از آن كه حقتعالى تكثر عدد و عدد شما كرد مشكنيد ايمان خود را بلكه بر آن ثابت باشيد اربى منصوب المحل است بر خيريه و هى ضمير فصلست پنجم از امور مذكوره مؤكده وجوب وفا بر عهد اينست كه إِنَّما يَبْلُوكُمُ اللَّهُ جز اين نيست كه خدا ميآزمايد شما را بِهِ بامر بوفاى عهد يعنى تا بر عالميان ظاهر گردد كه چنك اعتصام در حبل وفاى عهد ميزنيد و بعهد خدا و بيعت پيغمبر (ص) وفا ميكنيد يا آنكه بكثرت قريش و شوكت ايشان و قلت مؤمنان و ضعف ايشان مغرور شده نقض آن مىكنيد و يا بر مردمان ظاهر شود كه در حين قوت و شوكت شما بعد از ضعف و قلت شما نقض خواهيد كرد يا بر آن ثابت قدم خواهيد شد گويند ضمير به راجعست بقوله أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ چه آن بمعنى مصدر است يا راجع بربو يعنى اختيار بر شما كند بر بو و كثرت قريش در ثبوت بر بيعت و نقض آن پس بر سبيل تهديد فرمود كه وَ لَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ و هر آينه پيدا كند براى شما يَوْمَ الْقِيامَةِ روز رستخيز ما كُنْتُمْ فِيهِ آنچه هستيد كه در آن تَخْتَلِفُونَ اختلاف ميكنيد در شان بعث و جزا و در وقتى كه پاداش شما دهد بر اعمال شما بثواب و عقاب و در اين آيه چند فايده است يكى آنكه در آن اشارتست بآنكه حكم يمين و عهد يكيست و لهذا تعبير فرموده از عهد يمين فى قوله وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها در عقب وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ دوم آنكه نذر و يمين مشتركند در آنكه مطلق باشند يا مشروط و در آنكه شرط طاعت باشد يا فعل مباح يا زاجر از محرم يا از مكروه و اخيرين مخالف اولند و در آنكه جزا در اول نيست مگر طاعت و جزاء اخيرين اعمست چه آن گاه است كه مباحست با تساوى طرفين در دين و دنيا بمقتضاى عهد يا يمين اما اگر احد طرفين آن راجح باشد در هر دو پس اگر آن متعلق شرط شده وفا بآن واجبست و اگر غير آنست جايز است مخالفت
لقوله (ص) من حلف على يمين قراى غيرها خير امنها فليات الذى هو خير
و نزد ما موجب كفاره نميشود بخلاف عامه سيم مدلول لفظ ثلاثه اگر شرعيست واجبست كه عمل بر آن كند و اگر عرفيست بنا بر عرف نهد و اگر نه مدلول آن لغت خواهد بود (چهارم) نقض مخالفت آن چيزيست كه يمين و عهد بر آن واقع شده چه فعل و ترك به يمين و عهد واجب ميشود و ترك واجب حرامست پنجم بعد توكيدها كه بمعنى توثيق ايمانست بذكر خدا دالست بر آنكه ناذر و حالف هر گاه كه ذكر نكرده باشد اسم خداى را محلوف عليه و معاهد بر او واجب نميشود و مخالفت آن جايز است بر كراهت و اگر يمين و عهد بر فعل محرم واقع شده باشد واجبست مخالفت آن وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ و اگر خواستى خدا يعنى حكمت او تقاضا كردى لَجَعَلَكُمْ هر آينه گردانيدى شما را أُمَّةً واحِدَةً يك