تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٧ - سوره النحل(١٦) آيات ٧٠ تا ٧٩
ايشان نميتوانند روزى دادن شَيْئاً چيزى را پرستندگان از مطر و نبات اين مفعول رزق است اگر مصدر باشد و الا بدل خواهد بود از آن وَ لا يَسْتَطِيعُونَ و اصلا ايشان را استطاعت نيست در منع و اعطا اين نفى استطاعت ايشان است اصلا و راسا بعد از نفى مالكيت ايشان در روزى و يا غرض جمع ميان نفى ملك و استطاعت است بر وجه تاكيد و يا معنى آنست كه ايشان مالك روزى نيستند و ممكن نيست ايشان را كه روزى را مملوك كسى گردانند جمع ضمير در آن و توحيد آن در لا يملك نظر بلفظ و معنى ماء موصوله است كه بمعنى اصنامست و جايز است كه ضمير راجع بكفار باشد يعنى كافران با آنكه زندهاند نمىتوانند كه روزى بخود و غير خود دهند چه جاى جمادات و مقرر است كه پرستش اصنام خلاف عقل است زيرا كه عبادت شكر نعمت است هيچ نعمتى عظيمتر از آفريدن و روزى دادن نيست و اين دو صفت خداى تعالى را ثابت است نه اصنام فَلا تَضْرِبُوا پس مزنيد يعنى مسازيد لِلَّهِ الْأَمْثالَ براى خداى امثال و اشباه بر اين وجه كه بتان را مثل او گردانيد و ايشان را شريك او سازيد ضرب مثل عبارتست از تشبيه حالى بحالى يعنى چون كه او بى مثل و نظير است پس چگونه بتان را مثل و شبه او ميگردانيد من لا له المثل لا يضرب له مثلا إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ بدرستى كه خدا ميداند فساد قول شما و اعظم جرم شما را در آن چه ميكنيد وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ و شما نميدانيد بطلان قول خود و عظم عقوبت آن را و اگر بر وجه تدبر و تامل بدانيد بر اين اشراك جرات نكنيد يا خدا ميداند كه معبود بحق منزه است از شركا و شما از اينمعنى جاهليد و عقل خود را كار نميفرمائيد تا باين عالم شويد و يا او عالم است بكنه اشيا و شما نميدانيد پس راى فاسد خود را بگذاريد و تابع نص او شويد و ميتواند بود كه معنى اين باشد كه مثل مزنيد چه او ميداند كه مثل چگونه بايد زد و شما ندانيد و بعد از آن مثلى ايراد ميكند براى خود و مثلى براى معبودان باطل كفار پس اول مىفرمايد كه ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا زد خدا يعنى بيان كرد مثلى و آن كدام است عَبْداً مَمْلُوكاً بنده درم خريده غير مكاتب و غير ماذون كه او لا يَقْدِرُ توانايى ندارد عَلى شَيْءٍ بر هيچ چيز از نفع و ضرر وَ مَنْ رَزَقْناهُ و آزادى را كه روزى داده باشيم او را مِنَّا از نزديك خود رِزْقاً حَسَناً روزى نيكو يعنى بسيار و بيمزاحم كه در او تصرف تواند كرد بر حسب دلخواه فَهُوَ پس اينمرد آزاد و مرزوق يُنْفِقُ مِنْهُ نفقه ميكند از آن روزى سِرًّا وَ جَهْراً پنهان و آشكارا يعنى هر نوع كه ميخواهد خرج كند