تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٩ - سوره إبراهيم(١٤) آيات ٤٠ تا ٥٢
قيامت همين زمين باشد اما متغير الصفات باشد و دال بر اينست روايت ابو هريره از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله كه تبديل ارض بغير ارض ببسط آنست و مد آن مانند اديم عكاظى كه در او عوجى نباشد و در تيسير نيز گويد كه تبديل ارض بتسويه جبالست و انهار و اشجار و تبديل آسمان بتكوير شمس و تناثر ستارگان و در معالم آورده كه آسمانها را بهشت سازند و زمينها را دوزخ و در تفسير اهل البيت (ع) باسناد از زراره و محمد بن مسلم و حمران بن اعين از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه عليهما السلام كه فرمودند
تبدل ارض خبزة نقية ياكل الناس منها حتى تفرغ من الحساب
قال اللَّه تعالى ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ و اين قول از سعيد بن جبير و محمد بن كعب نيز مرويست و سهل ساعدى از پيغمبر (ص) نقل كرده كه مردمان روز قيامت محشور شوند بر زمين سفيد كه بهيچ رنگ ديگر مخلوط نباشد و ابن مسعود گفته كه حضرت فرمود كه زمين در آن روز تبديل شود بآتش پس همه زمين آن روز آتش باشد و بهشت در پس آن زمين باشد و عرق از سر مردمان بدهن ايشان برود وَ بَرَزُوا و ظاهر شوند مردمان از قبرهاى خود لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ براى محاسبه خداى يگانه قهر كننده توصيف حقتعالى باين دو صفت دلالت ميكند بر فرط صعوبت و شدت آن روز كقوله تعالى لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ و بينى گناهكاران يعنى مشركان را يَوْمَئِذٍ در آن روز مُقَرَّنِينَ با هم بسته و جمع كرده بحسب مشاركت در عقايد و اعمال يا قرين ساخته هر يكى را با ديوى كه موسوس او بوده فِي الْأَصْفادِ در بندها يا غلها يعنى دستها و پايهاى ايشان را باغلال بر گردنها بسته باشند يا بعضى با قرين خود باز بسته باشند بحسب مشاركت در عقايد و اعمال لقوله وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ يا كفار مقارن شيطان باشند و يا بآن چيزى باشند كه كسب كردهاند از عقايد زايغه و ملكات باطله سَرابِيلُهُمْ پيراهنهاى ايشان مِنْ قَطِرانٍ از قطرانست و آن روغنى باشد سياه و گويند كه صمغ ابهل است كه مىپزند و بر شتر گرگين طلا ميكنند تا بآن حدت جر را بسوزاند فردا بر جلود دوزخيان اندود كنند تا بحدت و شدت و چسبندگى آن و فتن رايحه و سرعت اشتعال آتش بآن معذب گردند و گفتهاند كه تفاوت ميان قطران دوزخ و قطران دنيا مانند تفاوتست ميان آتش دوزخ و آتش دنيا وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ و فرو گيرد و بپوشد رويهاى ايشان را آتش يعنى در آن پيچد و روىهاى ايشان را كه محل مشاعر و حواس ايشانست و آن را در تدابير امور آخرت كار نفرموده باشند بسوزانند هم چنان كه بر افئده ايشان مطلع شوند بجهت آنكه فارغ بوده باشند از معرفت و مملو بجهالات و نظير اينست أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ و قوله يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ لِيَجْزِيَ اللَّهُ متعلق است به برزوا يعنى بيرون ايند از قبرها تا جزاى دهد خداى و يا متعلق است بفعل محذوف اى يفعل