تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢١ - سوره إبراهيم(١٤) آيات ١ تا ٩
و شاميست و عاد و ثمود حجازى و بصرى بِخَلْقٍ جَدِيدٍ كوفى و شامى و مدنى الاول و فَرْعُها فِي السَّماءِ غير مدنى الاول اللَّيْلَ وَ النَّهارَ غير بصرى عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ شامى ابى ابن كعب از حضرت رسالت روايت كرده كه هر كه سورة ابراهيم (ع) قرائت كند حقتعالى براى او بعدد هر كه عبادت اصنام كرده و هر كه عبادت او نكرده ده حسنه بنويسد و عيينه بن مصعب از ابى عبد اللَّه (ع) روايت كرده كه هر كه سورة ابراهيم (ع) و حجر در هر نماز جمعه بخواند درويشى و ديوانگى و بليه باو نرسد و بدانكه چون حقتعالى ختم سوره رعد كرد باثبات رسالت و انزال كتاب افتتاح اين سوره كرد ببيان غرض در رسالت (ص) و كتاب فرمود كه سورة ابراهيم مكيه خمس و خمسون آيات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الر در اول سوره البقره مذكور شد كه قول اصح آنست كه اين حروف اسامى قرآنند پس بنا بر اينمعنى آنست كه اين قرآن كِتابٌ أَنْزَلْناهُ كتابيست كه فرستاديم او را إِلَيْكَ بسوى تو لِتُخْرِجَ النَّاسَ تا بيرون آورى مردمان را بسبب دعوت كردن بمضمون آن مِنَ الظُّلُماتِ از تاريكى هاى كفر يا نفاق يا شك يا بدعة و يا از جميع ضلالت إِلَى النُّورِ بروشنى ايمان يا اخلاص يا يقين يا سنت يا هداية بِإِذْنِ رَبِّهِمْ بفرمان پروردگار ايشان يعنى بتوفيق و تيسير او اين صله لتخرج است يا حالست از فاعل آن يا مفعول آن و قوله تعالى إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ بدلست از قوله الى النور بتكرير عامل يعنى تا بيرون آرى مردمان را از جميع انواع گمراهى براه خداوند غالب كه ستوده است يعنى راه اسلام يا آنكه استيناس است بر آنكه جواب كسى باشد كه سؤال كند از آن و اضافه صراط به اللَّه يا بجهة آنست كه مقصد او است يا مظهر او و تخصيص وصفين بجهت تنبيه است بر آنكه او سبحانه سالك خود را ذليل نگرداند وسايل خود را خايب نسازد و قوله تعالى اللَّهِ الَّذِي عطف بيان عزيز است زيرا كه عزيز در حكم علمست بجهت اختصاص آن بمعبود بحق يعنى براه خداى بحق كه متصف است باين كه لَهُ ما فِي السَّماواتِ مر او راست آنچه در آسمانها است از موجودات علويه وَ ما فِي الْأَرْضِ و آنچه در زمين است از مبدعات سفليه وَ وَيْلٌ لِلْكافِرِينَ و رنج و مشقت مر ناگرويدگان راست بقرآن مِنْ عَذابٍ شَدِيدٍ از عذابى سخت كه بديشان رسد اين وعيد است مر منكران قرآن را كه بآن از ظلمات ضلالت بنور هدايت نرسند و ويل نقيض وال است كه بمعنى نجاتست و اصل آن نصب است بجهة