تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٩ - سوره الرعد(١٣) آيات ٣٠ تا ٤٣
و شترانى كه بر جهاز هر يك سريرى باشد از يك دانه ياقوت و بر هر سريرى قبه از زر و در هر قبه فرشهاى بهشت گسترده و در هر يك از آن دو كنيزك از حور العين بر هر كنيزى دو جامه از جامهاى بهشت كه هيچ لونى نباشد در بهشت كه بر آن جامه نباشد و هيچ لونى نبود مگر كه از آن نيايد و روشنايى روى ايشان از وراى قبه درخشد و ايشان در لطافت چنان باشند كه مغز استخوان ايشان در استخوان پيدا بود مانند مرواريد سفيد كه درخشد در ميان ياقوت سرخ پس مؤمنان دست در گردن آنها كنند و گويند كه و اللَّه ما گمان نبرديم كه حقتعالى مانند شما خلقى آفريده باشد پس بفرشتگان خطاب رسد كه ايشان را بمنازل و درجات خودشان رسانيد با جلال و اكرام تمام و ثعلبى در تفسير خود از كلبى نقل كرده كه ابو صالح از عبد اللَّه بن عباس روايت كرده كه درخت طوبى در سراى على بن ابى طالب (ع) باشد و در سراى هر مؤمنى از آن شاخى باشد و همين روايت را ابو بصير از ابو عبد اللَّه (ع) روايت كرده و على بن ابراهيم از پدر خود از حسن بن محبوب از على بن رباب از ابو عبيده حداد كه ابو عبد اللَّه (ع) فرمود كه پيغمبر (ص) هر روز بام داد فاطمه عليهم السلام را ميبوسيد و او را ميبوئيد بعضى منكر اين صورت شده اظهار اين معنى كردند فرمود كه شبى كه مرا بمعراج بردند به بهشت در آمدم و جبرئيل مرا بزير درخت طوبى آورد و سيبى از آن درخت جدا كرد و بمن داد چون آن را خوردم حق تعالى آن را در پشت من آب گردانيد و بعد از آنكه بزمين آمدم با خديجه مواقعه كردم بفاطمه (ع) حامله شد پس هر گاه مشتاق بهشت ميشوم فاطمه را ميبويم چه هر گاه او را ميبويم بوى درخت طوبى را مىشنوم پس فاطمه من حوراء انسيه است و حاكم ابو القاسم حسكانى باسناد از موسى ابن جعفر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت از اباء گرام خود عليهم السلام نقل كرده كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله را از درخت طوبى سؤال كردند فرمود
شجرة اصلها فى دارى و فروعها على اهل الجنة
درختى است كه اصل آن در سراى منست و شاخهاى آن بر اهل بهشت منبسط شده نوبة ديگر از او پرسيدند فرمود
فى دار على
گفتند يا رسول اللَّه نوبة اول فرمودى كه اصل آن در سراى منست و اين نوبت گفتى در سراى على است فرمود كه
ان دارى و دار على فى الجنة بمكان واحد
بدرستى كه سراى من و سراى على در بهشت در يك موضع باشد
و بدانكه چون حقتعالى ذكر نعمة فرمود بثواب و حسن ماب در عقب آن ذكر نعمة ارسال حضرت خاتم الانبياء (ص) ميفرمايد كه وساطه است در وصول بنعم جنان و ميگويد كَذلِكَ هم چنان كه رسل پيش از تو فرستاديم براى هداية أَرْسَلْناكَ فرستاديم تو را فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ بسوى امتى كه گذشتهاند پيش از ايشان امتان ديگر لِتَتْلُوَا عَلَيْهِمُ تا بخوانى بر ايشان الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ آن چيزى را كه وحى كردهايم بتو