روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٤٣ - همنشينى با محرومان
و به جشن و مهمانى لختى خوش باشيم، اما توصيه روايات، به برقرارى ارتباط با مسكينان است و روى برتافتن از فقيران و مسكينان و توجه محض، به اغنيا و ثروتمندان، نكوهيده شده است، بهويژه اغنيايى كه مالشان آنها را به طغيان كشانده است و مصداق اين آيات شدهاند كه: (كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى\* أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى)[١] «حقا كه آدمى نافرمانى و طغيان مىكند هرگاه كه خويشتن را بىنياز ببيند».
همنشينى با اين توانگران، بهويژه اگر به قدرت و جاه و مقامى رسيده باشند، يقين ايمانى را سست و دين را عيبناك مىكند و بيمارىهاى روحى متعددى مانند ناسپاسى، چشموهمچشمى، سنگدلى و حتى مرگ قلب و دل را به همراه مىآورد؛ زيرا اين عده برعكس دانشمندان درستكار و عالمان ربّانى، دلهايى مرده دارند و مجالست با مرده، جز به مرگ دل نمىانجامد و اين همان هشدار پيامبر اكرم (ص) به ما مسلمانان است:
«إياكم ومجالسة الموتى، قيل: يا رسول الله! من الموتى؟ قال: كل غني أطغاه غناه[٢]؛
از همنشينى با مردگان بپرهيزيد! عرض شد: يا رسول اللّه! مردگان كيستند؟ فرمود: هر توانگرى كه توانگرىاش او را سرمست كرده باشد».
اما در اين سو، ارتباط با فقيران و بينوايان، بر شكر ما مىافزايد؛ زيرا با مقايسهاى نسبى و ساده، مىتوانيم وضعيت خود را بهتر بدانيم و آن جمله مشهور را به ياد آوريم كه از غصّه نداشتن كفش، سر به زير انداختم، ديدم كسى پا نداشت. پس سركشى به نيازمندان و برقرارى ارتباط اجتماعى با فرودستان، ما را از برترى نسبى خود آگاه مىكند و بر صبر و شكيبايى ما مىافزايد كه حاصل آن، آرامش روحى و استقرار دل
[١]. علق: ٦ و ٧.
[٢]. ميزان الحكمة، ح ٢٤٢٩.