روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٤٠ - اصل ششم رفق و مدارا
داريم تا از برآورده نشدنش برنجيم و نه به انتظار سودى نشستهايم تا همه حقوق خود را تمام و كمال از او طلب كنيم؛ چرا كه انصافخواهى از دوستان، منافى با انصافورزى و مروت است.[١]
اصل ششم: رفق و مدارا
زيبايى روح و آراستگى رفتار انسان، در مدارا و نرمى اوست.[٢] همه ما گاه خشم مىگيريم و جان خود را آلوده مىسازيم. آلودگىهاى روح ما به حمام هميشگى نياز دارند و آب اين جانشويى، از چشمه رفق و مدارا مىجوشد و با نرمى و سازگارى، روان مىشود. هر دو سوى رابطه، گاه خشم مىگيرند و پرآشوب و با همهمه به يكديگر هجوم مىآورند و در اين موقعيت، فقط مدارا و بردبارى ماست كه ارتباط را پابرجا نگاه مىدارد و خاموشى و تحمل و نرمى است كه ريسمان پيوند را استوار مىسازد.
همراهى و همدلى، كليد موفقيت و گشاينده آسايش و آرامش است.[٣] با رفق و مدارا، همكار و همسايه سرسخت و حتى دشمن كينهتوز خود را در تور دوستى گرفتار مىآوريم و سختترين موانع را از ميانه راه مىزداييم.[٤] رفق و همدلى و همراهى، شاهكليد حل مسائل و آخرين چاره كارهاى گرهخورده است.[٥] اگر اين اصل در كنار اصل چهارم بنشيند و ما بتوانيم با همگام شدن، مشكلات آن سوى رابطه را درك كنيم و موقعيتهاى او را درست بسنجيم، همه عقدهها و گرههاى رشته پيوند و
[١]. همان، ح ٥٧٥.
[٢]. گزيده ميزان الحكمة، ح ٢٦٤٣ و ٢٦٤٤.
[٣]. همان، ح ٢٦٣٨.
[٤]. همان، ح ٢٦٤٩.
[٥]. همان، ح ٢٦٥٠.