روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٠٢ - نكته
مباحثه را تصوير كرد. در اين ميان، روايات ترغيب به مذاكره و مباحثه متعددند و به برخى اشاره مىكنيم.[١] اين روايات مذاكره علمى را احياگر دلهاى مرده و موجب جلاى آنها دانستهاند به شرط آنكه اين ارتباط علمى، به معرفت خدا و توحيد الهى بينجامد[٢]. اين روايات، زيارت و ارتباط علمى ميان افراد دانا و دانشمند را توصيه كرده و فرمودهاند اگر چنين نشود، علم كهنه مىشود و از يادها و سينهها مىرود.[٣] در حديثى بس والا، امام باقر (ع) مذاكره علمى را گونهاى درس دانسته و درس را مانند نمازى نيكو خوانده است[٤] كه معناى آن پاداش بزرگ اين عمل است. افزون بر اين، ابوجارود، دانشمند بزرگ قرن اول و دوم هجرى مىگويد:
«سَمِعتُ أبا جَعفَرٍ (ع) يَقولُ: رَحِمَ اللّهُ عَبدًا أحيَا العِلمَ. قالَ: قُلتُ: وما إحياؤُهُ؟ قالَ: أن يُذاكِرَ بِهِ أهلَ الدّينِ وأهلَ الوَرَع؛
از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمايد: خداوند رحمت كند بندهاى را كه دانش را زنده كند. گفتم: زنده كردنش چگونه است؟ فرمود: اينكه با اهل دين و پرهيز از آن گفتگو كند».[٥]
اين حديث، ارتباط علمى ميان فراگيران يا دانشمندان را نه تنها احياگر دلها، كه احياگر علم و دانش مىشمرد، و امام صادق (ع) در تشبيهى زيبا كه از ايشان نقل شده است، دلها را خاكى دانسته كه چون نهال دانش در آن نشانده شود، به آب مذاكره و مباحثه نياز دارد كه هرگاه
[١]. همه اين روايات را مىتوانيد در كتاب علم و حكمت، ص ٥٧٦، باب« مباحثه» مطالعه كنيد.
[٢]. الكافى، ج ١، ص ٤٠، ح ٦٠.
[٣]. كنز الفوائد، ج ٢، ص ٣٢.
[٤]. الكافى، ج ١، ص ٤١، ح ٩.
[٥]. علم و حكمت در قرآن و حديث، ج ٢، ص ٥٧٧، ح ١٦٥٦.