روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٠٠ - ادبى ديگر
بايد با علمش كوچكى را فراگيرد و بياموزد، نه آنكه از آن رفعت جويد و تعداد دانشجويان كلاس و افراد پاى منبر را همواره بشمرد و پىدرپى بر مريدان خود بيفزايد تا بالا و بالاتر برود و به هر كجا كه درآيد برايش جا بگشايند و به بالاى مجلس فرا بخوانند و هر كجا و در هر مجلس و جلو و پشت سر، مدح و ثنايش گويند. اينها نه رشد و ترقى، كه نردبام استدراج الهى است. خداوند اين عالمان بهرهكشنده از فراگيران را پلهپله بالا مىبرد و آنگاه ناگهان نردبام را از زير پايشان فرومىكشد و رسواى جماعت مىكند. هر چند برخى را نيز مهلتى مىدهد تا بازگردند و اگر بازنگشتند، با پروندهاى بس سنگينتر به دادگاه آن سوى دنيا، ارجاع مىدهد. مباد كه چنين شويم و به اين آفت، دچار و به علم خود مغرور گرديم و تنها بهره رابطه علمى را، همين احترام و موقعيت دنيايى ببينيم. نيكوست در پايان اين بخش نيز سخن امام سجّاد (ع) را درباره عالمان و معلمان فراز آوريم:
أمّا حَقُّ رَعِيَّتِكَ بِالعِلمِ، فَأن تَعلَمَ أنَّ اللّهَ عز و جل إنَّما جَعَلَكَ قَيِّمًا لَهُم فيما أتاكَ مِنَ العِلمِ وفَتَحَ لَكَ مِن خَزائِنِهِ، فَإِن أحسَنتَ في تَعليمِ النّاسِ ولَم تَخرُق بِهِم ولَم تَضجَر عَلَيهِم زادَكَ اللّهُ مِن فَضلِهِ، وإن أنتَ مَنَعتَ النّاسَ عِلمَكَ أو خَرَقتَ بِهِم عِندَ طَلَبِهِمُ العِلمَ مِنكَ كانَ حَقًّا عَلَى اللّهِ عز و جل أن يَسلُبَكَ العِلمَ وبَهاءَهُ ويُسقِطَ مِنَ القُلوبِ مَحَلَّك، أمّا حَقُّ رَعِيَّتِكَ بِالعِلمِ، فَأن تَعلَمَ أنَّ اللّهَ قَد جَعَلَكَ لَهُم فيما آتاكَ مِنَ العِلمِ، ووَلّاكَ مِن خِزانَةِ الحِكمَةِ، فَإِن أحسَنتَ فيما وَلّاكَ اللّهُ مِن ذلِكَ وقُمتَ بِهِ لَهُم مَقامَ الخازِنِ الشَّفيقِ، النّاصِحِ لمَولاهُ في عَبيدِهِ، الصّابِرِ المُحتَسِبِ الَّذي إذا رَأى ذا حاجَةٍ أخرَجَ لَهُ