روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٠١ - نكته
مِنَ الأموالِ الَّتي في يَدَيهِ كُنتَ راشِدًا، وكُنتَ لِذلِكَ آمِلًا مُعتَقِدًا، وإلّا كُنتَ لَهُ خائِنًا، ولِخَلقِهِ ظالِمًا، ولِسَلبِهِ وعِزِّهِ مُتَعَرِّضًا؛
حقّ رعيت تو در دانش، آن است كه بدانى خداوند عز و جل تو را در دانشى كه به تو داده و گنجينههاى آن را بر تو گشوده، سرپرست آنان قرار داده است. اگر در آموزش مردم، نيك از عهده برآمدى و با آنان درشتى نكردى و تنگ نگرفتى، خداوند از فضلش تو را فزونى بخشد و اگر دانشت را از مردم بازدارى يا هنگام درخواست دانشت با آنان درشتى كنى، بر خداى عز و جل سزاست كه دانش و عظمت [حاصل از آن] را از تو بگيرد و تو را از دلها بيندازد. حقّ رعيت تو در دانش، آن است كه بدانى خداوند با دانشى كه به تو عطا كرده و گنجينه حكمتى كه به تو سپرده، تو را سرپرست آنان قرار داده است. اگر نيك از عهده برآيى و چون خزانهدارى شفيق و بندهاى خيرخواه مولى نسبت به بندگان [ديگر] ش و شكيبايى خداخواه باشى كه هرگاه نيازمندى را ببيند، از اموالى كه در اختيارش است به او بدهد، در راه هدايت هستى و براى اين مناسب و درخور اميدى؛ وگرنه به او خيانتكار، و به خلقش ستمكار و به سلب نعمت و عزّتش دستبهكارى.[١]
نكته
رابطه علمى، منحصر به رابطه يادگيرنده و ياددهنده نيست، بلكه ميان دو فراگير يا دو عالم نيز مىتوان ارتباط اجتماعى علمى مناظره، مذاكره و
[١]. همان، ص ٦٣٣، ح ١٨٤٩.