روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٨٨ - افراد شايسته رابطه علمى
به فروتنى، و از ريا به اخلاص، و از شك به يقين، و از رغبت به زهد، و از دشمنى به نصيحت فرا مىخواند، نزديك شويد.[١]
در پرتو ايجاد ارتباط با اينگونه عالمان و نشستوبرخاست با آنان، مىتوانيم دين خود را بياموزيم و چراغ راه زندگى بيفروزيم. اين البته ويژه ارتباطهاى دائم يا دستكم طولانىمدت است؛ ارتباطهايى كه ميان شاگرد و استاد، و فراگيرنده و آموزنده برقرار مىشود و نفوذ عميق استاد در شاگرد را به بار مىآورد. ازاينرو بايد در آنها احتياط كامل به خرج داد و تنها با عالمانى پيوند هميشگى برقرار كرد كه عنوان عالم ربّانى و آموزگار شايسته بر آنها صدق كند؛[٢] ازآنرو كه رفتار معلم، افزون بر دانش او، تأثير فراوانى در تربيت و پرورش فراگيرنده دارد. متعلم با گوش خود، دانش را فرا مىگيرد و با چشم خود از رفتار و كردار او تصويربردارى مىكند و اين تصويرهاى گرفتهشده را در جان مىنشاند و خود را دانسته و خواسته، و گاه نادانسته و ناخواسته به معلم خويش شبيه مىكند. اگر عالم و آموزگار، اخلاق حسنه و نيكو داشته باشد، شاگردان و مرتبطان با او نيز به همان شكل درمىآيند؛ و اگر صالح باشد، پيروانش نيز صالح خواهند بود. ولى اگر عالمى كه ساعتها در كنار شاگردان، فرصت القاى مطالب دارد و با اخلاق و رفتارش نيز به او نكتهها مىآموزد، ناصالح و ناشايست باشد، آنگاه در لابهلاى علمآموزىاش، اخلاق مرتبطان با خود را نيز تباه مىكند و تصوير عالم بىعمل يا حتى بدكردار، در ذهن آنها برجاى مىنهد.
[١]. علم و حكمت در قرآن و حديث، ج ١، ص ٣٣٥، ح ٩٢٣ و ٩٢٤.
[٢]. ر. ك: العلم والحكمة فى الكتاب والسنة، ص ٢٣٥، باب« اختيار المعلم الصالح».