روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٧٦ - منافقان
با خداوند هستى است كه انسانها آزادند با يكديگر انواع و گونههاى متفاوت روابط اجتماعى را برقرار كنند. اين دو آيه در سوره عنكبوت و لقمان، به انسان اجتماعى يادآور مىشود با وجود آنكه يكى از نزديكترين ارتباطهاى اجتماعى، رابطه با پدر و مادر است و قرآن خود به اين پيوند، فرمان داده و بارها به آن سفارش كرده است، آنجا كه پاى ظلم به ميان آيد، اين پيوند بايد به صورت خفيفترى ادامه يابد. رابطه اطاعت از پدر و مادر بايد به ارتباط پسنديده، نيكرفتارى و مصاحبت نيكو تقليل يابد و تنها در جايى بايد پا را از مدارا و نرمى بالاتر، و به پله اطاعت قدم نهاد كه به راه حق بازآيند و پدر و مادرى مسلمان شوند يا حداقل براى مشرك و كافر كردن فرزندشان نكوشند. امر دين و اطاعت دينى، فقط به خداوند و افرادِ در راه او منحصر است و امر پدر و مادر با همه احترام و تكريم واجبشان، در جايى كه مخالفت با حق و فرمان خداوند دارد، مطاع نيست و پيروىهاى فردى و اجتماعى ديگر نيز تابع همين فرمان در ذيل آيه است: (وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ)[١] «پيرو راه كسى باش كه به سوى من بازگشته است».
منافقان
بر پايه همان دليلى كه پيروى از كافران را ممنوع و برقرارى پيوند با آنها را زيانبار دانسته است، اطاعت از منافقان نيز نادرست است و خداوند متعال همه را از آن باز داشته و اين نهى و خطاب را حتى به پيامبر اكرم (ص) نيز متوجه كرده است؛ با آنكه روشن است پيامبر اكرم (ص) هيچگاه از منافقان پيروى و اطاعت نخواهد كرد به گونهاى كه به زيان دين و ايمان ايشان و مسلمانان باشد. با وجود اين فرض مسلّم، شاهديم كه خداوند به دليل حساسيت و اهميت موضوع، پيامبرش را به مخالفت با پيشنهادهاى حيلهگرانه و موذيانه كافران و منافقان فرا مىخواند و بر اين نكته تأكيد مىورزد و قرآن، اين نداى الهى را در نخستين آيه سوره احزاب فراز آورده است:
(يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً) «اى پيامبر، از خدا پروا دار و كافران و منافقان را اطاعت مكن؛ زيرا خداوند همواره دانا [به مصالح امور] و داراى حكمت [و دقت و اتقان در اجراى آن] است». آن گونه كه اسباب و شأن نزول آيه نشان مىدهد[٢]، خداوند به پيامبر و فرستاده بزرگوارش هشدار داده است كه از پذيرش پيشنهاد كافران كه به وسيله منافقانِ مستقر در مدينه تقويت و تأييد مىشده است، خوددارى ورزد. اين دستور در آيه چهل و هشتم همين سوره تكرار شده است. گفتنى است كنار هم آوردن هر دو دسته كافران و منافقان، نشان از آن دارد كه ملاك در نهى برقرارى پيوند اطاعت با هر دو دسته، يك چيز است كه به گمان اين قلم، همان اثرگذارى بر روح جامعه دينى است؛ پديدهاى كه متأسفانه جامعه دينى ما در بخشى از افراد و در پارهاى از عرصهها شاهد آن است. برخى به مطالعه تحليلهاى غربى خو مىكنند و با چهره روشنفكرى و جلوه تجدّد و قيافه پيشرفت، سر به فرمان كافران و منافقان مىنهند و خواسته و ناخواسته، و دانسته و نادانسته پيرو آنان مىشوند و آب به آسياب دشمن مىريزند. اينان توجه ندارند كه ممكن است برخى نيازهاى ما با اطاعت
[١]. ر. ك: الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٦، ص ٢١٦.
[٢]. الميزان، ج ١٦، ص ٢٧٣.