روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٦٣ - ١ پيامبران
خويش فرمان بريد. و چون در امرى اختلاف كرديد، اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، به خدا و پيامبر رجوع كنيد. در اين، خير شماست و سرانجامى بهتر دارد». اطاعت از خداوند، پيامبر و سپس اختيارداران جامعه، اختياردارانى كه در رديف خداوند و پيامبر اكرم (ص) هستند و ازاينرو به عصمت و دورى از گناه و خطا، بايد آراسته باشند. به سخن ديگر تبعيت از آنها، تبعيت از خداوند است، همانگونه كه تبعيت از پيامبران نيز فرمان بردن از خداوند است. اين مىتواند دليل خوبى باشد براى همراهى تقريباً هميشگى فرمان به اطاعت از خدا با فرمان به اطاعت از پيامبر. بيشترِ آيههاى قرآن[١] اطاعت از خدا و پيامبر را بدون فاصله و با هم آورده است و اين روش، دلالت بر اتحاد و طولى بودن هر دو اطاعت دارد. لازم معنايى اين سخن، دينى و الهى بودن اطاعت از پيامبر است. اگرچه پيامبران بهويژه پيامبران بزرگ و اولوالعزم، رهبرى جامعه را در دست دارند، اطاعت از آنها، تنها فرمانى اجتماعى براى نظم بخشيدن به جامعه و مديريت آن نيست؛ بلكه افزون بر اين، گونهاى پيشوايى و زعامت دينى است. پيامبران الهى كسانىاند كه با تأييد وحى الهى، هر دو مسير دنيا و آخرت را بهخوبى مىشناسند و توان آن را دارند كه ميليونها انسان را از مسيرى مستقيم به سعادت دنيا و آخرت برسانند، به شرط آنكه خود بخواهند و آن سوى رابطه را كه به خودشان مرتبط است، بهدرستى و استوارى ايجاد و حفظ كنند و با تمام توان به رشته آويخته الهى، چنگ بزنند و با اعتصام به حبلاللّه- اين ريسمان آويخته از عرش الهى- خود را به آسمان سعادت بركشند.
[١]. همان.