روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٦٠ - كسانى كه بايد از آنها پيروى كرد
براى دوستى موقت و همنشينى و همسفرى گذرا، گاه از چند نفر سؤال مىكنيم و مدتى از فرصت گرانبهاى خويش را بر سر تحقيق آن مىنهيم. گاه براى خريدن خانه، از احوال همسايهها مىپرسيم و براى آن مدتى بيشتر وقت مىگذاريم و گاه براى همسرى با كسى، روزها و هفتهها تحقيق مىكنيم. اينها همه نيكو، درست و لازم است؛ اما مگر دوستى موقت، چند روز به طول مىانجامد؟ سفر زيارتى يا سياحتى چند هفته است؟ در يك خانه چند سال زندگى مىكنيم و آيا عمر همسرى، از عمر انسان بيشتر است؟ اما پيروى كردن و نكردن و از چه كسى فرمان بردن و نبردن، ممكن است افزون بر اثرگذارى در همه عمر اينجهانى ما، تمام حيات جاودانى و ميليونها سال زندگى جاويد ما را فرا گيرد. پيروى از انسانى حكيم و عاقل و فرهيخته و فرمانپذيرى از افرادى پيشرو و دلسوز، رابطه اجتماعى ما را سامان مىدهد و زندگى مادى ما را تنظيم مىكند و هر چيز را بر سر جاى خود قرار مىدهد. همين رابطه مىتواند در عالم معنا و براى هدايت به جهان غيب و ره بردن به ملكوت هستى رخ دهد. به گفته حافظ، طى اين مرحله، همراهى خضر را مىطلبد و اگر خضر حكيم، راهنماى راه ظلمانى ما نباشد، ممكن است سر از ناكجاآباد و تركستان درآوريم. قرآن كريم در بيش از پنجاه آيه در دهها سوره، به مسئله اطاعت، فايده و معيار آن و كسانى كه بايد از آنها پيروى كرد، پرداخته و در بيش از دهها آيه نيز به عصيان و اطاعت نكردن اشاره كرده است. قرآن كريم، هم از كسانى كه بايد اطاعت كرد نام برده، و هم فوايد آن را برشمرده است.
گفتنى است از آنجا كه مسئله و موضوع اصلى نوشتار، روابط اجتماعى است، ما به پيروى دروناجتماعى مىپردازيم و اطاعت از