روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٣٢ - نجوا نكردن
آنهاست و هيچ پنج كس نباشند مگر آنكه خداوند ششمينِ آنهاست. و نه كمتر از اين- هر جا كه باشند- و نه بيشتر از اين، مگر آنكه خدا با آنهاست. سپس همه را در روز قيامت به كارهايى كه كردهاند، آگاه مىكند؛ زيرا خدا بر همه چيز آگاه است.
آيا به آنها كه از نجوا منع شده بودند نگريستى كه كارى را كه از آن منع شده بودند از سر گرفتند و باز هم براى گناه و دشمنى و نافرمانى از پيامبر با هم نجوا مىكنند؟ و چون نزد تو مىآيند، به گونهاى تو را سلام مىدهند كه خدا تو را بدان گونه سلام نگفته است، و در دل مىگويند: چرا خدا ما را بدانچه مىگوييم عذاب نمىكند؟ جهنم برايشان كافى است. بدان داخل مىشوند، و اين بد سرانجامى است.
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اگر با يكديگر نجوا مىكنيد، در باب گناه و دشمنى و نافرمانى از پيامبر نجوا مكنيد، بلكه در باب نيكى و پرهيزگارى نجوا كنيد. از آن خدايى كه همگان نزد او گرد مىآييد بترسيد. بىگمان نجوا كردن، كار شيطان است كه مىخواهد مؤمنان را محزون كند و حال آنكه هيچ زيانى، جز به فرمان خداوند، به آنها نمىرساند. و مؤمنان بايد بر خدا توكل كنند».
در اين آيات فقط نجوايى مجاز دانسته شده است كه دربردارنده تقوا و نيكى باشد، نه آنكه افراد، مانند يهوديان و منافقان كوردل صدر اسلام در نجواهاى خود از گناه و تجاوز و نافرمانى سخن بگويند. گفتنى است سخن گفتنِ درگوشى، حتى اگر به خير و نيكى و تقوا باشد، در مجلسهاى كوچك و كمتعداد، سوء ظن افراد ديگر را برمىانگيزد و گاه آنها را اندوهناك و انديشناك مىكند.