مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٠ - عذرتراشی اعراب
اهْلونا» گرفتاریهای ما و گرفتاریهای زن و بچه نگذاشت ما بیاییم و الّا ما مایل بودیم بیاییم. خودشان میدانند که مایل بودن کافی نیست، اگر مایل بودید میخواستید بیایید. میخواهند گناهشان را تضعیف کنند. «فَاسْتَغْفِرْ لَنا» درست است، کار بدی کردیم ولی چه باید کرد، زن و بچه مانع میشود، تو برای ما استغفار کن، یعنی در مقام عذرخواهی بر میآیند که ما توبه کردیم. قرآن میگوید هر دو مورد را دروغ میگویند، هم اینکه زن و بچه مانعمان شد (علت این نبود؛ حقیقت این بود که اینها اعتقاد داشتند که شما سالم بر نمیگردید، به این دلیل نیامدند، اگر میدانستند شما سالم برمیگردید همراه شما میآمدند) و هم اینکه میگویند استغفار کن. واقعاً از کار خودشان پشیمان نشدهاند، اینها منافقاند، «یقولونَ بِالْسِنَتِهِمْ ما لَیسَ فی قُلوبِهِمْ» به زبان چیزی میآورند که در دلشان وجود ندارد، یعنی این طلب مغفرتشان هم دروغ است. پس برویم روی حقیقت. حقیقت مطلب این است که اینها فکرشان این بود که شما سالم بر نمیگردید. بگو خدا را چه فکر کردهای؟ پس خدا چیست؟ بگو اگر خدا پشتیبان کسی باشد در هر شرایطی سالم برمیگردد، اگر نباشد نه، خدا اگر میخواست شما را در خانه هم از بین ببرد در خانه از بین برده بود. «قُلْ فَمَنْ یمْلِک لَکمْ مِنَ اللَّهِ شَیئاً انْ ارادَ بِکمْ ضَرّاً أَوْ ارادَ بِکمْ نَفْعاً» یعنی ما به این اسباب و وسائل تکیه نداریم، ما تکیهمان به خداست. اگر خدا بخواهد به شما نفعی برساند یا بخواهد به شما ضرری بزند مگر چیزی میتواند مانع بشود؟! یعنی تکیه ما به خدا بود. «بَلْ کانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلونَ خَبیراً» خدا خودش آگاه است که واقعیت چه بود، یعنی خدا خودش میداند که اینهایی که شما میگویید دروغ است، «شَغَلَتْنا امْوالُنا وَ اهْلونا» دروغ است، «فَاسْتَغْفِرْ لَنا» دروغ است. «بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ ینْقَلِبَ الرَّسولُ وَ الْمُؤْمِنونَ الی اهْلیهِمْ ابَداً» حقیقت این است که شما گمان میبردید که پیغمبر و مؤمنین هرگز روی زن و بچهشان را نخواهند دید «وَ زُینَ ذلِک فی قُلوبِکمْ» و این فکر در دل شما خیلی هم جلوه داده شده بود، یعنی از این قضیه متأثر هم نبودید، خوشحال هم بودید که دیگر رفتند و کارشان تمام شد. «وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ» و گمان بد بردید «وَ کنْتُمْ قَوْماً بوراً» و شما مردمی بودید بور.
کلمه «بور» در فارسی هم به کار میرود و ظاهراً آنچه ما در فارسی به کار میبریم ریشه عربی دارد. ما وقتی میگوییم فلان کس بور شد، مقصودمان این است که مشتش باز شد و خجل و شرمنده گردید؛ مثل اینکه کسی حرفی میزند، بعد