مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٥ - استدلال بر معاد از راه توحید
ابدیتی نباشد و اگر معادی نباشد و اگر بازگشت به خدا نباشد (دیگر در بازگشت به خدا نیستی معنی ندارد؛ در بازگشت به هستی مطلق که نمیتواند نیستی وجود داشته باشد) و اگر هستی همین یک رویه نیستی را میداشت یک چیز لغو بیهودهای بود، اما اینچنین نیست. استدلال میکند بر قیامت به دلیل اینکه: ما که زمین و آسمان را باطل نیافریدهایم (باطل یعنی بیغایت و بیهدف)، ما که بازیگر نبودیم که مثل بچهها بخواهیم بازی کنیم یک چیزی را خلق کنیم، ما که بیهوده کار نیستیم. گفتیم اینجا از راه توحید استدلال بر معاد است؛ یعنی اگر کسی خدا را بشناسد به عنوان یک موجود کاملالذات، به عنوان یک موجود منزه از لعب و عبث و فعل باطل (خودش حق است، فعلش هم حق است) و به عنوان یک موجود حکیم، آنوقت میداند که قیامت و عالم بقا نمیتواند نباشد. این است که میفرماید: «وَ ما خَلَقْنَا السَّمواتِ وَ الْارْضَ وَ ما بَینَهما لاعِبینَ».
این در جواب آنها بود که گفتند: «انْ هِی الّا مَوْتَتُنَا الْاولی وَ ما نَحْنُ بِمُنْشَرینَ» جز همین یک مرگی که ما به چشم خودمان میبینیم مرگ دیگری و طبعاً حیات بعد از مرگ و حیات بعد از آن مرگ دوم (احْییتَنَا اثْنَتَین) [١] وجود ندارد، تو چرا این حرفها را میزنی که روزی خواهد آمد که عدهای میگویند خدایا ما را دو بار میراندی، دو بار زنده کردی، در دنیا میراندی آوردی به برزخ، در برزخ میراندی شد قیامت؛ این دو مرحله موت و دو مرحله- بلکه سه مرحله- حیات یعنی چه؟ به اینها بگو «وَ ما خَلَقْنَا السَّمواتِ وَ الْارْضَ وَ ما بَینَهما لِاعبین» این حرف شما انکار معاد نیست، انکار توحید است. ولی آنها خودشان را به خدا معتقد نشان میدادند. به دلیل اینکه خدایی هست قیامت هم هست. در آیات آخر سوره آل عمران میخوانیم:
انَّ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْارْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیلِ وَ النَّهارِ لَایاتٍ لِاولِی الْالْبابِ. الَّذینَ یذْکرونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعوداً وَ عَلی جُنوبِهِمْ وَ یتَفَکرونَ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْارْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا [٢].
این است که عالم برای یک مسلمان واقعی تنها آینه توحید نیست، آینه معاد
[١]. غافر/ ١١.[٢]. آل عمران/ ١٩٠ و ١٩١.