مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٣ - کلمه « لعب »
سنگها و گچها و آهنهایی که در این خانه به کار رفته چطور؟ یعنی اگر ما خودمان را مجزا کنیم و توجهی به اینها بکنیم، برای اینها چه کار حکیمانهای صورت گرفته؟ از نظر این آجرها که قبلًا خاک بود و هنوز در کوره نرفته بود و به صورت آجر درنیامده بود و امروز به صورت آجر درآمده و جرم این دیوار را تشکیل میدهد چگونه است؟ یعنی اگر او به جای ما باشد و اگر او شاعر به ذات خودش باشد، برای او فرق نمیکند، باز برای او کاری است لعب؛ یعنی از نظر طبیعت و ذات آن اشیاء لعب است.
از نظرِ کننده، این کار حکیمانه است نه از نظر خود آن کار. به تعبیر دیگر ما با این کار خودمان این در و دیوار را به کمال خودشان سوق ندادهایم، اینها را در خدمت منفعت خودمان قرار دادهایم. اگر کار ما کار درستی باشد، یعنی اگر ما در نظام عالم حق داشته باشیم- که چنین حقی هم داریم- که این اشیاء را در خدمت خودمان قرار بدهیم، از نظر خودمان به سوی کمالی حرکت کردهایم و کار حکیمانه انجام دادهایم اما این اشیاء را به سوی کمال خودشان سوق ندادهایم.
مثال دیگری ذکر میکنیم درست در جهت عکس این [مثال:] پدر و مادری با یکدیگر زندگی میکنند، عمل زناشویی انجام میدهند و بچهای پیدا میشود. اینجا قضیه برعکس است. از نظر اینها که یک لذت موقت و آنی نصیبشان شده چیز دیگری است. ولی نتیجهای به دست آمده که اینها درواقع آن را انجام نمیدهند بلکه مسخّرند برای انجام دادن آن؛ یعنی این کار مقدمه پیدایش یک موجود است، زمینه پیدایش یک موجود را فراهم میکند که وجودش از نقص شروع میشود و به کمال منتهی میگردد؛ یعنی از نظر آن بچهای که به وجود میآید، اینها زمینه را فراهم کردند که موجودی از نقص به کمال برسد. این خیلی فرق دارد با ساختمانی که شخصی میسازد.
یا یک نفر کشاورز که میآید بذری را در زمین میپاشد مقصد او مقصد خاصی است ولی بالأخره کار او در مسیر خلقت قرار میگیرد، یعنی او با کار خودش یک دانه گندم را تبدیل به یک بوته گندم میکند، یک شاخه را تبدیل به یک درخت میکند. ولی اینجا ١% آن به او مربوط است، ٩٩% آن به او مربوط نیست، به دستگاه خلقت مربوط است: «أَفَرَأَیتُمْ ما تُمْنون. أَ انْتُمْ تَخْلُقونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقونَ» [١]، «أَفَرَأَیتُمْ
[١]. واقعه/ ٥٨ و ٥٩.