مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٧ - چند روایت
میشد. گفتند: خوب، پس با همدیگر باشیم. آن شخص میدانست که رفیقش مسلمان است. حضرت هم که میدانستند او اهل کتاب است. با همدیگر صحبتکنان آمدند تا به سر دوراهی شاهراه کوفه و راه فرعی رسیدند. او قهراً راه فرعی را گرفت. حضرت هم شاهراه را رها کردند و دنبال او آمدند. آن شخص گفت:
شما که گفتی من به کوفه میروم. فرمود: بله به کوفه میروم. پرسید: پس چرا از این طرف میآیی؟ فرمود: برای اینکه ما با یکدیگر چند ساعت مصاحبت کردیم و مصاحبت حق ایجاد میکند و تو به گردن من حق پیدا کردی [١]. به دلیل اینکه تو بر من ذی حق هستی من میخواهم تو را چند قدم بدرقه کنم. نوشتهاند همانجا فکری کرد و گفت: «پیغمبر شما به دلیل این اخلاق حسنهای که دستور داد، به این سرعت دینش دنیا را گرفت» و بعد خداحافظی کردند و او حضرت امیر علیه السلام را نشناخت ولی این خاطره به شکل عجیبی در ذهنش بود تا یک وقتی به کوفه آمد و قهراً در جستجوی همان رفیقش بود. روزی آمد خلیفه را دید، و فهمید رفیق بین راه، خود خلیفه است. آنجا بود که شهادتین را گفت و مسلمان شد و یکی از اصحاب خاص امیرالمؤمنین گردید. این حدیث را کافی نقل کرده و اصلًا از همینجا عنوانش را انتخاب کرده است: «باب حسن الصحابة و حق الصاحب فی السفر».
پس معلوم میشود دوستیها و رفاقتها و معاشرتها حقایجادکن است. این است که امام علیه السلام فرمود: یک روز دوستی فقط یک تمایل است، اما اگر رسید به یک ماه دوستی، این خویشاوندی میشود و اگر به یک سال دوستی رسید این دیگر در حد رحم ماسّه است یعنی رحمی که با همدیگر تماس دارد، یعنی مثل دو تا برادر که از یک رحم به دنیا آمدهاند، این حکم را دارد و قطع او حکم قطع رحم را پیدا میکند.
این آیه «الْاخِلّاءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ الَّا الْمُتَّقینَ» ضمن اینکه اشاره است به اخوّتها و خلّتهای دنیایی و آنها را در مستثنیمنه میگوید، در مستثنی تشویقی است به دوستیهایی که بر اساس پاکی و تقواست.
«یا عِبادِ لا خَوْفٌ عَلَیکمُ الْیوْمَ وَلا انْتُمْ تَحْزَنون» در قیامت از طرف خداوند به متقین خطاب میشود: «یا عِبادِ» ای بندگان من. وقتی اتقیا با یکدیگر دوست باشند
[١]. اینکه میگویند حقوق بشر، اعلامیه حقوق بشر، شما در همه حقوقهایی که امروز در دنیا هست نمیتوانید حقوقی به این ریزی- که انسان فقط زیر ذرهبین میتواند ببیند- پیدا کنید.