مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١ - آشنایی با زبان قرآن
این قول است. او تنها و بی هیچ پشتیبان در حالی که تنها قرآن را در دست دارد قیام میکند اما همین قرآن برای او همه چیز میشود، برایش سرباز تهیه میکند، سلاح فراهم میآورد، نیرو تدارک میبیند و بالاخره دشمن را در برابرش خاشع و خاضع میگرداند؛ افراد دشمن را به سوی او میکشاند و آنها را به تسلیم در برابر رسول خدا وادار میسازد و به این ترتیب وعده راستین الهی را تحقق میبخشد.
وقتی قرآن زبان خود را زبان دل مینامد، منظورش آن دلی است که میخواهد با آیات خود آن را صیقل بدهد و تصفیه کند و به هیجان بیاورد. این زبان غیر از زبان موسیقی است که احیاناً احساسات شهوانی انسان را تغذیه میکند و نیز غیر از زبان مارشهای نظامی و سرودهای رزمی است که در ارتشها مینوازند و حس سلحشوری را تقویت میکنند. این همان زبانی است که از اعراب بدوی مجاهدینی میسازد که در حقشان گفتهاند: حَمَلوا بَصائِرَهُمْ عَلی اسْیافِهِمْ [١] آنان که شناختهایشان را، بینشهایشان را، افکار روشن خودشان و دریافتهای الهی و معنویشان را بر شمشیرهایشان گذاشته بودند و شمشیرهایشان را در راه این ایدهها و افکار به کار میانداختند. برای آنان مسائل فردی و منافع شخصی مطرح نبود. با آنکه معصوم نبودند و خطا نیز از ایشان سر میزد، اما مصداق بارز «قائمُ اللّیل و صائمُ النّهار» به حساب میآمدند. در همه لحظات با عمق هستی در ارتباط بودند، شبهایشان به عبادت میگذشت و روزهایشان به جهاد.
امیرالمؤمنین علیه السلام در نهجالبلاغه در خطبهای که به نام «متقین» معروف است (خطبه ١٩١) صفات متقین را برمیشمرد و بعد از آنکه توضیح میدهد که در رفتار چنیناند و در گفتار چنان و ... از جمله حالات آنها را در شب شرح میدهد و به قول سعدی شب مردان خدا را توصیف میکند و میفرماید:
امَّا اللَّیلُ فَصافّونَ اقْدامَهُمْ
هنگام شب پاهایشان برای عبادت جفت میشود.
تالینَ لِاجْزاءِ الْقُرْآنِ
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ١٤٨.