مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٧ - بیماری موجود در میان ما
برخلاف عقیده ما بود و این عقیده از عقایدی بود که جزء ضروریات مذهب است، میگوییم راه تو از راه ما جداست. اما اگر خودش توضیح داد، ولو توضیحش برخلاف ظاهر عبارتش بود، و ما دیدیم آنچه که او توضیح میدهد چیز بدی نیست، دیگر نباید حمل به فساد کنیم و جار و جنجال راه بیندازیم و تکفیر و تفسیق کنیم و احیاناً (واویلا چه چیزهایی هست!) افرادی بگویند من یقین دارم این آدم ولدالزناست! از کجا؟ چون میگویند فلان حرف را زده. چه صغرا و کبراهایی میچینند! و چه گناهان بزرگی را به نام نهی از منکر مرتکب میشوند!
اسلام میگوید: انْ شَهِدَ عِنْدَک خَمْسونَ قَسامَةً عَلی أنَّهُ قالَهُ وَ قالَ لَمْاقُلْهُ فَصَدِّقْهُ وَ کذِّبْهُمْ [١]! اگر پنجاه بینه شرعی حرفی را میزنند، از خودش که پرسیدید گفت من چنین چیزی نگفتم، حرف خودش را بپذیرید. وقتی از خودش پرسیدیم و گفت نه، حرف خودش را قبول کنیم. حالا که حرف او را قبول کردیم، پس با کسانی که آمدند علیه وی نظر دادند و او را متهم کردند چه رفتاری کنیم؟ آیا آنها را تفسیق کنیم که شما چرا تهمت زدید؟ نه، با آنها هم بد رفتار نمیکنیم، به آنها میگوییم شما هم اشتباه میکنید. دیگران میگویند پس آنها چه گفتند؟ میگوییم آنها هم اشتباه کردهاند، سوء تفاهم برایشان پیدا شده است.
به این ترتیب است که نفاق و اختلاف در جامعه مسلمین پیدا نمیشود. اگر ما به این دستور عمل کنیم اینهمه نفاق و اختلاف در میان ما پیدا نمیشود، تا جایی که ممکن است هم آن طرف را حمل به صحت کردهایم هم این طرف را، چون دستور اسلام است که ضَعْ فِعْلَ اخیک عَلی احْسَنِهِ. فعل آن فرد را حمل به احسن و اصلحش کن، فعل این فرد را هم حمل به صلاحش کن. آن را به وجه احسن توجیه کن، این را هم به وجه احسن توجیه کن. بله، یک وقت به مرحلهای میرسد که ما نمیتوانیم توجیه کنیم. یک کسی خودش اقرار میکند یا به طور صریح و قاطع حرفی را مینویسد که اصلًا قابل توجیه نیست و بر ضد ضروریات دین و مذهب است، آنجا باید مبارزه کرد، شدید هم باید مبارزه کرد. یا یک وقتی یک بینه شرعی بر امری اقامه میشود، آن حساب دیگری است.
شخصی میآید حضور پیغمبر اکرم و میگوید: یا رسولَ اللَّه! طَهِّرْنی مرا پاک
[١]. وسائل، ج ٨/ ص ٦٠٩، با اندکی اختلاف.