مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٨ - همکاری و همدلی
دو فرد کافر، بلکه مقصود این است که جمع شما در گذشته برابر بود با ده برابر این جمع از کافران، و اکنون جمع شما برابر است با دو برابر این جمع از کافران؛ اکنون ضعیف شدهاید. نه اینکه آن افراد ضعیف شدهاند، بلکه مسلمین در ابتدای صدر اول، مثلًا در موقع جنگ بدر افرادی زبده بودند، همان «قَوْمٌ یفْقَهون» بودند که قرآن میگوید؛ به تدریج- مخصوصاً بعد از فتح مکه که دیگر مردم گروه گروه میآمدند مسلمان میشدند و در میان آنها «مُؤَلَّفَةٌ قُلوبُهُمْ» و حتی افراد ضعیفالایمان بودند- در میان مسلمین افرادی پیدا شدند که نیروی یک نفر اینها فقط برابر بود با نیروی یک نفر آنها یا کمتر. نتیجه این شد که افراد مؤمن زبده مسلمان که یک نفرشان بر ده نفر از کفار پیروز میشد در اقلیت قرار گرفتند و لشکر مسلمین در مجموع فقط بر دو برابرش میتوانست غلبه کند نه بر ده برابر.
مؤید این مطلب که عرض میکنم نظر قرآن به جمع است [این است که] آنجا هم که میفرماید یک نفر شما برابر با ده نفر آنهاست، نمیخواهد بگوید که هریک فرد از شما با ده نفر از کفار برابر است. مسلّم در میان مسلمین افرادی بودند که با ده نفر برابر نبودند و نیز افرادی بودند که بر پنجاه نفر هم غلبه میکردند مثل علی علیه السلام.
مقصود این است که در ابتدا جمع مسلمین بر ده برابر خود از دشمن پیروز میشد ولی در اواخر که افرادی که تربیت اسلامی داشته باشند در اقلیت بودند و مردم فوج فوج مسلمان میشدند و هنوز ایمانشان قوی نشده داخل لشکر اسلام میگردیدند [١] فقط بر دو برابر خود میتوانست پیروز شود. این است که میفرماید در گذشته چنین بودید ولی خداوند حالا دانست که در شما ضعف است (نه اینکه قبلًا نمیدانست.
دانستن خدا مساوی با بودن است و بودن مساوی با دانستن خداست) یعنی حالا شما به این حالت درآمدهاید که در شما ضعف است. تفسیر بیشترش را انشاءاللَّه در هفته آینده عرض میکنم. و صلی اللَّه علی محمد و آله الطاهرین.
[١]
. مثل خود اهل مکه که تازه مسلمان شده بودند، آمدند جزء لشکر اسلام قرار گرفتند و در حُنینمسلمین در یک شبیخون شکست خوردند. البته شکست خود را جبران کردند. غافلگیر شده بودند.