مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢ - آیا اسلام یک دین جبری است؟
بِانْفُسِهِمْ خدا عوض نمیکند وضع مردمی را مگر خودشان خودشان را عوض کنند.
بلا تشبیه مثل اینکه کسی بیاید در مغازه شما و بگوید فلان سفته را امضا کن.
میگویید من امضا نمیکنم مگر اینکه چنین باشد. بیش از این نگفتهاید که نمیکنم.
اما یک وقت تعبیر لَمْ یک مُغَیراً [به کار رفته است.] قرآن وقتی که میخواهد سنت خدایی را بگوید که خدایی ما چنین ایجاب میکند و غیر از این محال است و این قطعی و ضروری و لایتخلف است، با این تعبیرها میگوید. مثلًا میگوید: ما کانَ رَبُّک لِیهْلِک الْقُری بِظُلْمٍ وَ اهْلُها مُصْلِحونَ [١] چنین نبوده و نیست ذات پروردگار تو که به مردمی به صرف اینکه منکر خدا هستند اما وضع خودشان را از نظر عدالت اصلاح کردهاند ظلم کند. یا: وَ ما کنّا مُعَذِّبینَ حَتّی نَبْعَثَ رَسولًا [٢] که اصولیین میگویند این آیه «قُبح عِقاب بلابیان» را بیان کرده است: ما هرگز چنین نبوده و نیستیم که مردمی را که به آنها اتمام حجت نشده است عذاب کنیم؛ یعنی خدایی ما ایجاب نمیکند و بر ضد خدایی ماست که مردمی را که به آنها اتمام حجت نشده است عذاب کنیم.
در آن آیه همینقدر گفت: انَّ اللَّهَ لایغَیرُ ما بِقَوْمٍ. ولی اینجا میفرماید: ذلِک بِانَّ اللَّهَ لَمْ یک مُغَیراً نِعْمَةً انْعَمَها عَلی قَوْمٍ این بدان موجب است که خدا هرگز چنین نبوده و نیست (در اموری که به خدا نسبت داده میشود زمان مطرح نیست)، خدا اصلًا چنین نیست، خدایی خدا چنین ایجاب نمیکند که نعمتی را از مردمی سلب کند پیش از آنکه آن مردم خودشان، خودشان را عوض کرده باشند.
در این آیات تأمل کنید. ببینید در دنیا کتابی را میتوان پیدا کرد مانند قرآن که متکی بر حقایق عالم باشد؟ افسوس که ما مسلمانها امروز درست بر ضد آنچه قرآن هست فکر میکنیم. خیال میکنیم که کار خدا و کار عالم که خدا آن را ساخته است بر اساس همین اوهام و خیالاتی است که خودمان درست کردهایم. مثلًا انتسابها.
میگوییم بالاخره هر چه هست اسممان مسلمان که هست. ما که شیعه هستیم اسممان در رعایای علی بن ابیطالب هست. خیال میکنیم که صحبت اسم و اسمنویسی است که اگر کسی اسمش مسلمان شد دیگر خدا یک لطف خاصی نسبت
[١]. هود/ ١١٧.[٢]. اسراء/ ١٥.