مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩ - انفال چیست؟
یعنی پیغمبر در زمان خودش و امام در زمان خودش، به حکم اینکه حاکم مسلمین است اینها را صرف مصالح عمومی و راه خدا میکند. یکی از انفال همین غنائم جنگی است.
پس در آن آیه گفته شده است که غنائم جنگی جزء انفال است. در آیه خمس خدا اجازه داد که از این مال عمومی چهار خمسش در میان سربازها تقسیم شود.
[در اصل] مال سرباز نیست و سرباز حق ندارد بگوید چون من جنگیدهام مال من است. میگویند اگر تو برای غنیمت بجنگی، اصلًا جهادت باطل است. تو برای خدا جنگیدی؛ خدا اگر بخواهد چیزی نصیب تو کند کرده است. از نظر شیعه غنائم جنگی جزء انفال است. از اینجا ما به یک اصل و قانون دیگر پی میبریم. آنچه که در سر کوهها و شکم وادیها و جنگلها پیدا میشود و غنائم جنگی وغیره، جزء انفال است و اختیارش با خدا و پیغمبر است یعنی مِلک شخصی کسی نیست. همچنین ائمه ما گفتهاند اختصاص به اینها ندارد، اگر شما گنجی هم استخراج کنید در واقع مِلک شخصی کسی نیست، معادن هم در اصل ملک شخصی کسی نیست و حتی کسی که کار و کسب میکند، آن مقداری که کار کرده است و خرج و مصرف کرده ملک شخصیاش بوده، هر مقدار که درآمد زائد دارد، مثل این است که ملک شخصیاش نیست، ولی خدا و پیغمبر به فرد اجازه دادهاند که در همه این موارد- با اینکه در اصل ملک شخصی وی نیست از چهار خمسش استفاده کند و یک خمس آن را به صاحب اصلی که خدا و پیغمبر است بدهد یعنی به مصرف اجتماع برسد.
میبینیم چهره آیه انفال و آیه خمس آنچنانکه شیعه تفسیر میکند با آنچه اهل تسنن تفسیر میکنند از زمین تا آسمان متفاوت است. آن طور که شیعه تفسیر میکند، یک مفهوم بسیار عام و کلی مییابد و از یک نظر ارتباط پیدا میکند با نظام اقتصادی اسلامی و از نظر دیگر ارتباط پیدا میکند با نظام حکومتی و سیاسی اسلامی.
در اینجا سؤالی پیش میآید که جواب آن از روایات ائمه ما بیرون میآید. در فقه ما شیعه اینطور است که خمس در واقع شش سهم میشود: سهم خدا، سهم پیغمبر، سهم ذیالقربی یعنی سهم شخص امام یا به اصطلاح سهم امام، و سه سهم دیگر که به آن میگویند سهم سادات؛ یتیمها و فقیرها و درماندگان سادات. این سؤال را خیلی از امروزیها میکنند به دو صورت: یکی اینکه میگویند چرا اسلام چنین دستوری داده؟ آیا این یک نوع امتیاز نیست که اسلام برای فرزندان و