مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥ - ٢ آیا معجزه ممکن است؟
و یا اگر مدعی نبوت ادعا کند که من میتوانم کاری بدون علت انجام دهم باز دلیل بر کذب مدعای اوست چون خلاف ضرورت عقل است.
ولی اگر کسی مدعی گردد که من میتوانم خلاف ناموس طبیعت کاری را انجام دهم، یعنی از همان قبیل کارهایی که به قول هگل ما هیچ دلیلی بر اعتبارش نداریم جز اینکه تا حالا این طور دیدهایم، ما آن ادعا را قبول میکنیم.
و به تعبیر دیگر قوانین عقلی مطلق است نه مشروط، یعنی «اگر» ندارد، ولی قوانین طبیعی مشروط است؛ یعنی وقتی میگوییم مجموع زوایای مثلث برابر با دو قائمه است نمیشود گفت: اگر مانعی پیدا نشود. ولی در قوانین طبیعی میتوان گفت:
قانون جاذبه اقتضا میکند که جسم بزرگتر جسم کوچکتر را به طرف خود جذب کند، اگر مانعی جلو آن را نگیرد؛ یعنی اگر شما دستتان را جلو آن قرار دادید و مانع افتادن سنگ شدید قانون جذب کار خود را نمیکند.
خلاصه آنکه کشف علتهای واقعی در قدرت بشر نیست و بر او مکتوم است و بشر تنها به یک سلسله روابط میتواند دسترسی یابد و خداست که بر تمام علتها آگاه است.
در سوره طلاق میفرماید: وَ مَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ هرکس به خدا توکل کند خداوند او را کفایت میکند، یعنی به هیچ سببی از سببهای ظاهری احتیاجی نیست. و سپس میگوید: انَّ اللَّهَ بالِغُ امْرِهِ یعنی خدا فرمان خودش را به نتیجه و به واقعیت میرساند.
ولی برای آنکه مردم خیال نکنند حساب علت و معلول و اندازهگیری در کار عالم نیست و احیاناً خداوند کاری را بدون رابطه علت و معلول انجام میدهد، بلافاصله میفرماید: قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلِّ شَیءٍ قَدْراً [١] یعنی برای هر چیزی حد و اندازهای و رابطهای قرار داده است ولی آن رابطه را تنها خدا میداند.
اینکه هر وقت خدا اراده کند کاری را انجام میدهد که هیچ یک از اسبابی که بشر میشناسد دخالت ندارد از این جهت است که اینها پوششها هستند و اسباب واقعی نیستند و خدا خودش میداند که سبب واقعی چیست.
خداوند هرگاه اراده کند، اشخاصی را به رازهای علت و معلول آشنا میسازد و
[١]. طلاق/ ٣.