مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤ - ٢ آیا معجزه ممکن است؟
برساند؛ و این حکمی بود که بر اثر تجربیات مکرر، همه بر آن متفق بودند. ولی پس از ظهور نیوتن مطلب عوض شد و گفتند: خیر، این سنگ نیست که میل به پایین آمدن دارد بلکه جاذبه در زمین است که سنگ را میکشد. و پس از آن هم نظریه نسبیت مطرح شد و در نظریه قبل تجدید نظر گردید.
بنابراین، این مقدار ثابت و متیقّن است که رویدادها بدون علت نیستند، ولی آیا علم به آن علتها خواهد رسید یا نه، معلوم نیست و اینکه ما به مجرد آنکه رابطهای را کشف میکنیم نام آن را «علت» میگذاریم خطاست؛ خیر، اینها علتهای حقیقی نیستند؛ نه حرارت علت تبخیر است، نه برودت علت انجماد و نه جاذبه علت پایین آمدن سنگ؛ و لذا اینگونه روابط چه بسا تبدیل و تحول مییابد.
اینجا فرق میان «ناموس طبیعت» و «قانون علیت» به خوبی روشن میشود.
مثلًا به حسب ناموس طبیعی، ما تا به حال هر چه دیدهایم یک انسان اگر بخواهد متولد شود یک راه بیشتر ندارد، حتماً باید جنس مذکر و جنس مؤنث هر دو باشند و نطفه آنان با یکدیگر ترکیب شود تا انسانی پدید آید.
اما آیا قانون اصیل علیت در اینجا حکمفرماست؟ یعنی آیا غیر این محال است و نمیشود یک وقت سلولی که در رحم زن تکوین مییابد چنان استعدادی را دارا گردد که هم کار سلول زن را انجام دهد و هم کار سلول مرد را؟
عقل در اینجا نفی نمیکند بلکه میگوید: ما تا به حال این طور دیدهایم و به این شکل یافتهایم، ولی ممکن است به شکل دیگری که ما هنوز به رازش آگاه نشدهایم با «دمیدن»، اوول زن استعداد اسپرم مرد را نیز پیدا کند و اگر چنین بشود، قانون علیت نقض نشده بلکه ناموس طبیعت نقض گردیده است؛ و این است معنای معجزه.
یعنی معجزه خرق نوامیس طبیعت است. و با این معنی، معجزه ممکن خواهد بود.
حال برمیگردیم به کلام «هگل». اگر در دنیا شخصی مدعی پیغمبری گردد و بگوید معجزه من این است که من میتوانم مثلثی ترسیم کنم که زوایایش ١٩٠ درجه باشد، بلافاصله باید او را تکذیب کرد چون چنین عملی محال عقلی است و معجزه- طبق بیانات گذشته- محال عقلی را ممکن نمینماید، و خود این ادعا دلیل بر کذب مدعای اوست.