مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢١ - ذکر نمونه از اقوام پیشین
برای تکذیب خود ساختند: «وَ قالوا مَجْنونٌ وَ ازْدُجِرَ» دیوانه است، جنزده است.
«مجنون» از ماده «جنّ» است چنانکه در فارسی هم دیوانه در واقع یعنی دیو زده، چون در قدیم معتقد بودند که دیوانهها را دیو به اصطلاح میزند و جن به آنها اصابت میکند (اصابَهُ الْجِنُّ). «قالوا مَجْنونٌ» دیوانه است، جن زده است «وَ ازْدُجِرَ» دچار زجر الجن است. «زجر» منع را میگویند و «ازدجار» یعنی منع را پذیرفتن. خلاصه جنها آمدهاند این را زجر کردهاند و این هم آن حالت را از جن پذیرفته است؛ این حرفهایی که میزند حرفهایی است که جنها به او الهام میکنند. دیگر قرآن به تفصیل بحث نمیکند چون اینجا جای تفصیل نیست، جای اجمال است.
«فَدَعا رَبَّهُ انّی مَغْلوبٌ فَانْتَصِرْ». آنجا گفت: «عَبْدَنا» بنده ما. در مقابل میگوید:
«رَبَّهُ». نقطه مقابل «عَبْدَنا» «رَبَّهُ» [ذکر شده.] آنجا میتوانست بگوید: «فَکذَّبوا نوحاً» ولی گفت «فَکذَّبوا عَبْدَنا». اینجا هم میتوانست مثلًا بگوید: «فَدَعَا اللَّهَ» ولی گفت: «فَدَعا رَبَّهُ»: آنها بنده ما را تکذیب کردند، بنده ما هم پروردگار خودش را خواند، آنکه تحت حمایتش بود. میان «عَبْدَنا» و «رَبَّهُ» مقارنه است.
«فَدَعا رَبَّهُ» پروردگار خود را خواند، که چه؟ «انّی مَغْلوبٌ فَانْتَصِرْ» پروردگارا من دیگر الآن مغلوبم؛ یعنی اینها از هر جهت بر من غلبه کردهاند (بدیهی است که مقصودش غلبه ظاهری بود) یعنی من دیگر الآن چارهای ندارم، در چنگال اینها بیچاره هستم «فَانْتَصِرْ» خودت انتقام بگیر یعنی عذاب خود را نازل کن. همین طور که مفسرین گفتهاند این «فَدَعا رَبَّهُ انّی مَغْلوبٌ فَانْتَصِرْ» که در سه چهار کلمه در اینجا گفته شده همانهاست که در سوره «انّا ارْسَلْنا نوحاً» در ضمن چند آیه بیان شده است ولی اینجا چون باید مطلب را به طور اجمال بیان کند به طور مختصر ذکر میکند:
«فَدَعا رَبَّهُ انّی مَغْلوبٌ فَانْتَصِرْ» به قوم خودش نفرین کرد.
این را من از مرحوم ابویمان شنیدم؛ یادم نیست که خودم هم در جایی دیدهام یا نه؛ و البته بعید هم نیست که از کرامات شهید اوّل باشد. میدانید که شهید اوّل را متهم کردند و فتوا به قتلش دادند و قاضیای به نام «جماعه» فتوای قتلش را صادر کرد و این مرد بزرگ را به شکل خیلی فجیعی [به شهادت رساندند.] میگویند آن دم آخر کاغذی را از جیبش درآورد و نوشت: «رَبِّ انّی مَغْلوبٌ فَانْتَصِرْ». البته ایشان نقل میکردند که میگویند بعد که کاغذ را دیدند، در زیرش نوشته یافتند: «انْ کنْتَ عَبْدی فَاصْطَبِرْ».