مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٧ - درخت « زقّوم »
ثَقُلَتْ مَوازینُهُ. فَهُوَ فی عیشَةٍ راضِیةٍ. وَ امّا مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ. فَامُّهُ هاوِیةٌ. وَما ادْریک ماهِیهْ. نارٌ حامِیةٌ.
من مرحوم آقای شاهآبادی (رضوان اللَّه علیه) را خیلی کم دیده بودم، یعنی وقتی ما رفتیم قم ایشان تهران بودند، [ولی] چون از استادان ما [١] خیلی به ایشان ارادت داشتند و تمجید میکردند، گاهی که به تهران میآمدیم، پای منبر ایشان میرفتیم. یک وقت یادم هست که رفته بودم، دیدم ایشان داشت همین آیه را معنی میکرد: «وَ امّا مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ» آن که میزانش سبک است. مکرر گفتهایم قرآن نمیگوید میزانی که در قیامت است دو کفه دارد، یک طرف اعمال نیک را میگذارند یک طرف اعمال بد را؛ یک کفه بیشتر ندارد که اعمال خوب را آنجا میگذارند، مثل ترازوهای جدید. هر کسی که میزانش سنگین است «فَهُوَ فی عیشَةٍ راضِیةٍ»، آن که سبک است نه. غرضم چیز دیگری است: «فَامُّهُ هاوِیةٌ». «ام» در اصل یعنی مادر، مادر را هم «مادر» میگویند به اعتبار اینکه ما یأُمُّ الانسان است، یعنی مقصد بچه است. مادر از آن جهت مادر- و «ام» در عربی- گفته میشود که از ماده امَّ یأُمُّ است، چون بچه اساساً به هر طرف که برود آخرش برمیگردد به سوی مادر، و مادر مقصد اوست، غایت و هدف و مقصد بچه اوست. آنجا دارد: «فَامُّهُ هاوِیةٌ» مادرش هاویه است «وَ ما ادْریک ماهِیهْ» هاویه چیست؟ «نارٌ حامِیةٌ» آتشی است داغ. حالا چرا اینجا گفته شده که این امّ است، مادر است؟ اولًا به چه مناسبت جهنم را به مادر انسان جهنمی تعبیر کردهاند؟ برای اینکه این چیزی که امروز به آن رسیده همان مقصدی است که در دنیا داشته؛ به همان رسیده که در دنیا آن را میخواسته است. به جای دیگر نمیرفته که او را به اینجا آورده باشند؛ او را به همان جا میبرند که به سوی آنجا میرفته است.
«فَامُّهُ هاوِیةٌ. وَ ما ادْریک ماهِیهْ. نارٌ حامِیةٌ». اینجا خود آیه کاملًا موضوع را مشخص میکند که چگونه افرادی که تمام همّ و مقصد و خواسته و آرزوها و آمالشان، تمام آنچه دربارهاش فکر میکنند و میاندیشند مادیات زندگی است و از معنویت در آنها هیچ خبری نیست، همان کسانی هستند که اصلًا جز جهنم و آتش
[١]. [مقصود امام خمینی (ره) است.]