مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٨ - درخت « زقّوم »
جهنم چیز دیگری را قصد نمیکنند، یعنی آنچه که در آنجا هست تجسم همین است که اینها در دنیا داشتهاند. آنوقت این درخت از کجا رشد میکند؟ از همین حالتی که انسان در متن دنیا قرار میگیرد. این درخت که به نام «درخت زقّوم» است، که درختی است که در آن اصل و متن جحیم و در آن عمق جهنم میروید، یعنی تمام وجود انسان یک وجود جهنمی میشود، اصلًا خودش جهنم است. این درختی که از آن عمق و ریشه قلب خود این [انسان] رشد و طلوع کرده است، این خود همین آدم است و این [انسان] خودش در اینجا عین جهنم شده، یعنی در آنجا یک پارچه آتشِ تجسم یافته است. این است که آنجا میفرماید: «انَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فی اصْلِ الْجَحیمِ. طَلْعُها کأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّیاطینِ». «طَلْع» آن مایع و نطفهای را میگویند که در درخت خرمای نر وجود دارد، از این میگیرند و میپاشند در درختهای خرمای ماده تا میوه بدهد، و یا گاهی گرد اینها را ممکن است باد ببرد و برساند. خلاصه حکم نطفه را دارد که مولّد است. آنجا تعبیر این است: «طَلْعُها کأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّیاطینِ» گویا کلّههای شیطان است. در آیه «وَ قَیضْنا لَهُمْ قُرَناءَ» [١] خواندیم که برای افرادی از شیطانها قرینهایی پیدا میشود که شیطانهایی است که از وجود خود اینها آفریده میشوند. آن سلسله از اخلاق شیطانی اینها که حکم طلع را دارد و مولّد است و منشأ پیدایش یک سلسله شیطانهای دیگر و اخلاق فاسده دیگر میشود، یعنی رئوس شیاطین و سرهای شیاطین؛ درواقع شیاطین بزرگ در اینجا میرویند و از اینها شیطانهایی و از این شیطانها شیطانهایی و قرینهایی. این است که اینجا میفرماید:
«انَّ شَجَرَتَ الزَّقّومِ. طَعامُ الْاثیمِ». البته مفسرین میگویند اینجا یک «مِنْ» در تقدیر است: «انَّ مِنْ شَجَرَةِ الزَّقّومِ طَعامُ الْاثیمِ» غذای این گنهکار از درخت زقّوم است، ولی به حکم اینکه خود درخت زقّوم هم از اول به صورت غذا به وجود آمده بعید نیست که علت اینکه قرآن «مِنْ» را انداخته و گفته «انَّ شَجَرَتَ الزَّقّومِ. طَعامُ الْاثیمِ» این است که گذشته از اینکه میوههای این درخت غذاهای اینها در آنجاست، خود این درخت هم به صورت تغذّی به وجود آمده. حالا به این جهت کار نداریم.
«انَّ شَجَرَتَ الزَّقّومِ. طَعامُ الْاثیمِ» غذای این گنهکاران از این درخت زقّوم است. در سوره واقعه این طور خواندیم: «ثُمَّ انَّکمْ ایهَا الضّالّون الْمُکذِّبونَ. لَاکلونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ
[١]. فصّلت/ ٢٥.