مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٢ - بیان نهج البلاغه درباره وفای به پیمان
حسین علیه السلام کشته شد پس پیش نرفت. ولی اشتباه میکنیم؛ اگر علی علیه السلام دنبال همان چیزی میرفت که معاویه رفت، که معاویه به آن رسید و علی علیه السلام نرسید [این سخن صحیح بود.] ما فکر کردهایم علی علیه السلام و معاویه العیاذباللَّه مثل هماند، راهشان هم مثل هم بوده است؛ یعنی علی علیه السلام میخواست سیاستش پیش برود به اینکه خلیفه بشود و بر گرده مردم سوار بشود؛ معاویه هم همین را میخواست، [منتها] علی علیه السلام یک متد داشت، معاویه متد دیگری. معاویه با متد خودش به آن هدف رسید، علی علیه السلام با متدی که داشت به آن هدف نرسید. اگر هدف هر دو را یکی بدانیم، آنوقت علی علیه السلام العیاذباللَّه بدتر از معاویه بوده است، چون معاویه هدفش ریاست بود، متدی که در پیش گرفته بود متد بیدینی بود، ولی علی علیه السلام العیاذباللَّه هدفش همان ریاست بود ولی متد تظاهر به تقوا را در پیش گرفته بود، پس باید هم شکست بخورد. اما حقیقت این است که علی علیه السلام یک هدف داشت، معاویه هدف دیگری. هدف علی علیه السلام مبارزه با روش معاویهها بود. علی علیه السلام شکست نخورد، پیروز شد. خودش کشته شد ولی هدفش را نگهداری کرد و زنده نمود.
معروف است که در زمان قاجاریه مرد نسبتاً فاضلی که بسیار خوشنویس بوده [١] ظاهراً از شیراز برای زیارت به مشهد رفته بود. در بازگشت، پولش تمام میشود یا دزد میزند، و در تهران در حالی که غریب بوده بیپول میماند. فکر میکند که از هنرش که خطاطی است استفاده کند و ضمناً زیاد هم معطل نشود. بر میدارد همین عهدنامه امیرالمؤمنین علیه السلام به مالک اشتر را که بخشی از آن را خواندم با یک خط بسیار زیبا مینویسد. خطکشی میکند، جدولبندی میکند، این عهدنامه را در یک دفتری مینویسد و آن را به صدر اعظم وقت اهدا میکند. یک روز میرود نزد صدر اعظم در حالی که ارباب رجوع هم زیاد بودهاند. نوشته را به او میدهد و میگوید هدیه ناقابلی است. پس از مدتی بلند میشود که برود. صدر اعظم میگوید آقا شما بفرمایید. با خود میگوید لابد میخواهد مرحمتی بدهد، میخواهد خلوت بشود. چند نفری از ارباب رجوع میمانند. باز میبیند خیلی طول کشید، بلند میشود که برود. دوباره صدر اعظم میگوید آقا شما بفرمایید. تا اینکه همه مردم میروند، فقط پیشخدمتها میمانند. صدر اعظم میگوید فرمایشی دارید؟
[١]. در قدیم خوشنویسی معمول بود.