مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٦ - تفسیر سوره انفال (٨)
دستوری که میدهد دستور فروتنی و تواضع است. در اینجا قرآن از روشهای معمول و عادی بشری بکلی فاصله میگیرد و حاضر نیست احساسات [سربازان] را در جهت منیتها و خودپسندیها و خودپرستیهای شخصی یا ملی تحریک کند، همانطور که در اول گفت: خدا را یاد کنید، همواره بگویید خدا، حقیقت؛ این منیتها را دور بریزید. وَ اللَّهُ بِما یعْمَلونَ مُحیطٌ اشارتاً میخواهد بگوید این کارها کیفر دارد.
خدا به چنین کارهایی که آنها میکنند احاطه دارد. یعنی بترسید از خدا. کار خدا شوخیبردار نیست. اسم و لفظ و ظاهر در کار خدا و اسلام مؤثر نیست.
مسلمین تا وقتی که در زیر لوای پیغمبر اکرم یا به پیروی از سیرت پیغمبر اکرم اینطور جهاد میکردند: متکی به ایمان به خدا بودند، ثابتقدم بودند، در یاد خدا بودند، با یکدیگر نزاع نمیکردند، دستورهای اسلام را رعایت میکردند، انضباط را رعایت میکردند، جزع و فزع نمیکردند و از همه بالاتر این بطرها و خودنماییها و تکبرها و غرورها در آنها وجود نداشت و فروتن بودند، قهراً وعده الهی بر آنها ثابت بود و نتیجه میگرفتند. ولی به تدریج نه تنها سربازیشان از این سادگی اخلاقی بیرون آمد بلکه حتی در کارهای عبادی هم اینطور شدند.
این داستان را مکرر شنیدهاید که حضرت رضا علیه السلام در مرو و ولیعهد بودند، آن ولیعهدی اجباری که همه میدانیم مأمون بالاجبار حضرت را وادار [به پذیرش آن] کرد و حضرت هم آخر با این شرط قبول کردند که عملًا دست به هیچ کاری نزنند چون شرایط، آن طوری که حضرت میخواستند عمل کنند فراهم نبود، اگر هم میخواستند آن طوری که شرایط فراهم بود کار کنند، جز اینکه جزء عَمَله و اکره مأمون قرار بگیرند چیز دیگری نبود. این سیاست حضرت، مأمون را از نتیجهای که میخواست بگیرد که از حیثیت حضرت رضا استفاده کند، قهراً محروم کرد یعنی سیاست مأمون با این کار خنثی میشد. میدیدند علی بن موسیالرضا علیه السلام ولیعهد هست ولی در هیچ کاری مداخله نمیکند. این خودش عملًا اعتراض و صحه نگذاشتن روی کارهای مأمون بود. روز عید اضحی (عید قربان) پیش آمد. مأمون فرستاد خدمت حضرت که خواهش میکنم نماز عید را شما بهجای من بروید شرکت کنید. حضرت فرمود: من شرط کردهام که در هیچ کاری مداخله نکنم و مداخله نمیکنم. گفت: نه، این نماز است و عبادت، و بعلاوه این مداخله نکردن شما سر و صدای مردم را نسبت به من درآورده است. مردم میگویند چرا علی بن