مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٥ - تفسیر سوره انفال (٨)
رعایت مقررات میدهد و از قدرت و شوکت دم میزند، باز دین است، اخلاق و معنویت است، نمیخواهد احساسات مسلمین را طوری تحریک کند که آنها را در جهت غرور و منیت سوق بدهد. در ابتدا عرض کردم ببینید اسلام احساسات مسلمین را در چه جهتی هدایت و راهنمایی میکند. مقایسه را در اینجا میخواستم به عمل بیاورم. این مطلبی که عرض میکنم استثنا ندارد. تمام مکتبهایی که در دنیا هست، مکتبها و فلسفههای اجتماعی یا روشهای عملی که دولتها در تربیت سرباز دارند، همیشه کوشش میکنند در سرباز به اصطلاح یک غرور ملی به وجود آورند، یک روحیه بالخصوصی که به موجب آن او فقط به خودش و کشورش بیندیشد.
همواره صحبت این است که ما چنین، مفاخر ما چنان، ما چنینیم، دیگران کوچکند.
قرآن میگوید مبادا شما اینگونه باشید، مبادا روحیه شما روحیه تظاهر و روحیه بَطَر باشد. بطر یعنی چه؟ انسان وقتی که یک نعمتی به او میرسد، یک خوشحالی و سرور و بلکه یک غروری پیدا میکند که دیگر پایش روی زمین بند نیست و به دیگران اعتنایی ندارد، خودش را بالادست همه میبیند. حالا آن نعمت هرچه میخواهد باشد. بعضی به واسطه ثروت زیاد اهل بطر میشوند، بعضی به واسطه قدرت زیاد یک حالت بیاعتنایی و غرور و تکبر نسبت به دیگران پیدا میکنند، همینطور که راه میروند با راه رفتنشان میخواهند نشان بدهند که منم صاحب قدرت، منم صاحب ثروت. حرف که میزند، با حرف زدنش کأنّه میگوید منم صاحب قدرت، منم صاحب ثروت، منم صاحب علم. حتی [غرور و تکبر] در نگاه کردنش پیداست. قرآن میگوید ولی شما از آن دسته نباشید، فتحها و پیروزیها شما را سرمست نکند، شما را متکبر و مغرور و اهل منیت نکند. لذا میگوید دیگراناند که چنیناند.
پس آخرین دستوری که قرآن به سربازانش میدهد دستور تواضع اخلاقی است. نمیگوید شما چنین نباشید، میگوید مانند آنها که چنین هستند نباشید.
میخواهد بگوید دیگران چنیناند. وَ لاتَکونوا کالَّذینَ خَرَجوا مِنْ دِیارِهِمْ بَطَراً مانند آن اشخاص نباشید که وقتی از خانههایشان بیرون آمدند با بطر بیرون آمدند یعنی با غرور و تکبر و بیاعتنایی و منیت وَ رِئاءَ النّاسِ و از روی تظاهر و خودنمایی بیرون آمدند. قهراً چنین اشخاصی فقط خودشان را میبینند، خدا را نمیبینند وَ یصُدّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ و مانع مردم میشوند از راه خدا. شما مثل اینها نباشید. پس آخرین