مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤ - ماجرای هجرت رسول اکرم
روحی به قدری با رسول خدا انطباق داشت که باید گفت در جهان نظیر نداشت. این زن، بسیار فداکار و عاقله بود؛ مالش، جانش، هستیاش، خوشی، سعادت و همه چیز خود را به پای رسول اکرم ریخت. بعد از وفات ابوطالب و خدیجه، سختگیری بر رسول اکرم به حدّ اعلا رسید. در این میان خدا وسیله عجیبی فراهم کرد:
مردم مدینه دو قبیله بودند به نام اوس و خزرج که همیشه با هم جنگ داشتند.
یک نفر از آنها به نام اسعد بن زُراره به مکه میآید برای اینکه از قریش استمداد کند.
بر یکی از مردم قریش وارد میشود. کعبه از قدیم معبد بود- گو اینکه در آن زمان بتخانه بود و رسم طواف که از زمان حضرت ابراهیم معمول بود هنوز ادامه داشت.
هرکس که میآمد، یک طوافی هم دور کعبه میکرد. این شخص وقتی خواست برود به زیارت کعبه و طواف کند، میزبانش به او گفت: «مواظب باش! مردی در میان ما پیدا شده، ساحر و جادوگری که گاهی در مسجدالحرام پیدا میشود و سخنان دلربای عجیبی دارد. یک وقت سخنان او به گوش تو نرسد که تو را بیاختیار میکند. سِحری در سخنان او هست». اتفاقاً او موقعی برای طواف میرود که رسول اکرم در کنار کعبه در حِجر اسماعیل نشسته بودند و با خودشان قرآن میخواندند. در گوش این شخص پنبه کرده بودند که یک وقت چیزی نشنود. مشغول طواف کردن بود که قیافه شخصی خیلی او را جذب کرد. (رسول اکرم سیمای عجیبی داشتند.)
گفت نکند این همان آدمی باشد که اینها میگویند؟ یک وقت با خودش فکر کرد که عجب دیوانگی است که من گوشهایم را پنبه کردهام. من آدمم، حرفهای او را میشنوم. پنبه را از گوشش بیرون انداخت. آیات قرآن را شنید. تمایل پیدا کرد. این امر منشأ آشنایی مردم مدینه با رسول اکرم صلی الله علیه و آله شد. بعد آمد صحبتهایی کرد و بعدها ملاقاتهای محرمانهای با حضرت رسول کردند تا اینکه عدهای از اینها [به مکه] آمدند و قرار شد در موسم حج در یکی از شبهای تشریق، یعنی شب دوازدهم، وقتی که همه خواب هستند بیایند در منی، در عقبه وسطی، در یکی از گردنههای آنجا، رسول اکرم صلی الله علیه و آله هم بیایند آنجا و حرفهایشان را بزنند. در آنجا رسول اکرم فرمود من شما را دعوت میکنم به خدای یگانه و ... و شما اگر حاضرید ایمان بیاورید من به شهر شما خواهم آمد. آنها هم قبول کردند و مسلمان شدند، که جریانش مفصل است.
زمینه اینکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه منتقل بشوند فراهم شد. این اولین