مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١ - تفسیر سوره بقره (٣)
آنجا که این بحث را از مباحث اساسی و دارای اهمیت میبینیم، لازم میدانیم که در این آیات، مشروحتر بحث کنیم.
درباره جهان به طور کلی، و نیز درباره انسان و جامعه بشریت از آغاز پیدایش تا آیندهای که در پیش دارد، از نظر خیر و شر، خوبی و بدی، حق و باطل که آیا هستی جهان حق است و خیر یا پوچ است و باطل و شر، و یا آنکه مرکب است: نیمی حق است و خیر و نیمی باطل است و شر، و نیز اینکه آیا آنچه که بر زندگی انسان حاکم است خیر است یا شر، حق است یا باطل، و یا نیمی خیر است و نیمی شر، و اگر به هر دو قائل شدیم اصالت از آنِ کدام است، آیا اصالت با حق است یا با باطل، نظریات گوناگونی ارائه شده است.
ما ابتدا نظریاتی را که به وسیله فیلسوفان و متفکران و جامعهشناسان داده شده است ذکر کرده و سپس به جهانبینی توحیدی قرآن خواهیم پرداخت.
شکی نیست که زندگانی بشر تا اندازهای یک زندگانی مخلوط است، یعنی چه در زندگی فردی بشر و چه در اجتماع، هم خیر وجود دارد و هم شر، هم عدل وجود دارد و هم ظلم، هم صداقت و هم فریبکاری و نیرنگ، و بالاخره زندگی بشر دو صفحه دارد: یک صفحه نورانی است و صفحه دیگر ظلمانی.
و به قدری این اختلاط نور و ظلمت، عدل و ظلم عمیق است که میبینیم قبل از آنکه انسان در روی زمین آفریده شود در ملکوت اعلی وجود او مورد سخن بوده و دو گونه نظر درباره او داده میشود.
هنگامی که خدای متعال به فرشتگان اعلام میفرماید: انّی جاعِلٌ فِی الْارْضِ خَلیفَةً من میخواهم جانشینی در روی زمین بیافرینم، غریو از ملکوتیان بلند میشود که خدایا! چه حکمتی است که میخواهی یک موجود فسادگر و خونریز بیافرینی؟! قالوا اتَجْعَلُ فیها مَنْ یفْسِدُ فیها وَ یسْفِک الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک وَ نُقَدِّسُ لَک.
فرشتگان که بشر را یک موجود شر محض میدانستند و تنها به یک صفحه از زندگی بشر مینگریستند و او را فقط موجودی خونریز میدیدند، اگر نگویم اعتراض، سؤال کردند که خدایا در آفرینش چنین موجودی چه حکمتی است؟
و این خود حسابی دارد که انسان آنچنان موجودی است که فرشتگان هم از همه رازهای وجود او سر در نمیآورند و تنها آفریدگار و خالق اوست که به اسرار وجود او آگاه است.