درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨ - فی الوحدة العددیة و النوعیة و الجنسیة للحرکة
حیوان جنس واحد است. اصطلاح رایج «وحدت نوعی» و «وحدت جنسی» در مقابل «وحدت عددی» همین است، ولی اینجا این اصطلاح، مقصود نیست.
وحدت بالنوع و وحدت بالجنس
در محل خودش بیان کردهاند که یک «وحدت نوعی» و «وحدت جنسی» داریم و یک «وحدت بالنوع» و «وحدت بالجنس». گاهی میگوییم «زید و عمرو واحد بالنوعاند»؛ در اینجا مقصود این است که زید و عمرو در «انسان» ـ که خودش واحد نوعی است ـ شرکت دارند. یا میگوییم «انسان و فرس واحد بالجنساند»؛ در اینجا هم مقصود این است که انسان و فرس در «حیوان» ـ که خودش واحد جنسی است ـ شرکت دارند.
در این فصل که بحث از «وحدت نوعی» و «وحدت جنسی» است مقصود از این دو، آن اصطلاح رایج نیست، بلکه مقصود «وحدت بالنوع» و «وحدت بالجنس» است[١] . در واقع در اینجا از «وحدت بالنوع» به «وحدت نوعی» تعبیرکردهاند و از «وحدت بالجنس» به «وحدت جنسی» و این، خلاف اصطلاح رایج است. خود ایشان هم گفتهاند که گاهی این اصطلاحات با یکدیگر مخلوط میشود.
در این فصل بحث در این است که چه چیزهایی ملاک وحدت شخصی حرکت است و چه چیزهایی ملاک وحدت بالنوع دو حرکت است و چه چیزهایی ملاک وحدت بالجنس دو حرکت است. یا به تعبیر دیگر: چه چیز سبب میشود که حرکتْ شخص باشد، چه چیز ملاک این است که حرکتْ نوع واحد باشد و چه چیز ملاک جنس بودن حرکت است. البته این تعبیر دوم مقداری نارساست.
بیان مرحوم آخوند طبق مبانی دیگران
مطلب دیگری که باید عرض کنیم[٢] این است که مرحوم آخوند در بسیاری از مواقع مطلبی را بنا بر مبانی دیگران ذکر میکند نه مبانی خودش؛ چون بنا بر مبنای خودش مطلب به شکل دیگری نزدیک به این بیان ذکر میشود.
قبلا خواندهایم که دیگران به «حرکت» به عنوان یک عرض نگاه میکنند و حتی
[١] . گرچه ضمنآ «وحدت نوعی» و «وحدت جنسی» به اصطلاح رايج هم بيان میشود.
[٢] . اين مطلب را بارها گفتهايم.