درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢ - فی تحقیق مبدأ الحرکة القسریة
میرویم سراغ حرف صدرالمتألهین. به این آقایان میگوییم: شما میگویید این نظریه که «اگر جسمی را در خلأ حرکت بدهیم این حرکت إلی الأبد ادامه پیدا میکند» نظریه ارسطو را رد کرده، آیا نظریه صدرالمتألهین را هم که میگوید «در اینجا طبیعت جوهری متغیر شده و وضع جدیدی پیدا کرده و این، طبیعت جوهری جسم است که این جسم را به جلو میراند» رد شده است؟ نه، این نظریه هم رد نشده است.
پس این سه تفسیر سر جای خودش باقی است. این نظریات به حسب نتیجه تقریبا همه به یک چیز قائل شدند، یعنی همه رسیدهاند به اینجا که اگر ضربهای بر جسمی وارد شود و هیچ مانعی در کار نباشد حرکت این جسم إلی الأبد ادامه پیدا میکند[١] ، ولی این آقایان از باب اینکه چشمشان فقط به ارسطو بوده و غیر از ارسطو کس دیگری را ندیدهاند و نظریه ارسطو را هم آن طور محدود توجیه کردهاند، نتیجه گرفتهاند: پس حرکت نیازمند به محرک نیست. متکلم میگوید: خیر، حرکت نیازمند به محرک هست و هر مرتبهای از حرکت علت مرتبه بعد است. بوعلی میگوید: حرکت نیازمند به محرک هست و میل، علت حرکت است. صدرالمتألهین هم میگوید: حرکت نیازمند به محرک هست و طبیعت جوهری علت حرکت است.
حالا باید حساب کنیم و ببینیم در میان این چهار نظریه (یعنی آن تفسیر فلسفی جبر نیوتن و این سه نظریه[٢] ) کدام یک منطقی تر است. ما تا الان هیچ قضاوتی نکردهایم.
[١] . البته در اينجا شبههای هست كه بعدا آن را مطرح میكنيم.
[٢] . [يعنی نظريه متكلمين و نظريه بوعلی و نظريه صدرالمتألهين.]